ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٧٤ - تفسير
پدرى پير و سالخورده است پس يكى از ماها را بجاى او برگير، و اين حرف را بصورت خواهش و استدعا گفتند چون ميدانستند او مستحق بازداشت است از اينرو خواهش كردند تا از روى شفقت نسبت بپدر پير و سالخوردهاش ديگرى را بجاى او بازداشت كند، و با اين لحن گفتند تا بلكه حسّ ترحم او را تحريك كرده و از اين راه استفاده كنند.
و «كبيراً» بمعناى بزرگى در سن است، و بعضى گفتهاند: يعنى در قدر و مقام بزرگ است و فرزند چنين شخص بزرگى را نبايد بازداشت كرد.
(إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ) و ما تو را از كسانى مىبينيم كه بمردم نيكى مىكنى، و يا نسبت بما در پيمانه و كشيدن آذوقه احسان كردى و كالاى ما را بازگرداندى و از ما ميهمانى كردى و اكنون نيز اين انتظار را داريم كه مانند گذشته بما احسان كنى.
و معناى سوم آنست كه اگر اين خواهش ما را بپذيرى بما نيكى كردهاى! يوسف نيز در جواب آنها گفت:
(مَعاذَ اللَّهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلَّا مَنْ وَجَدْنا مَتاعَنا عِنْدَهُ) يعنى پناه بخدا مىبرم كه بىگناه را بجرم گناهكارى بازداشت كنم، و اينكه فرمود: «مگر آن كس كه متاع خود را نزد او يافتهايم ...» و نه فرمود «مگر آن كس را كه دزدى كرده» جهتش آن بود كه خواست سخن خلافى نگفته باشد و از دروغ احتراز كند.
(إِنَّا إِذاً لَظالِمُونَ) يعنى اگر اينكار را بكنيم ستمكار خواهيم بود، و اين جمله دليل است بر اينكه مؤاخذه بىگناه بجرم گناهكار ظلم و ستم است و هر كس اينكار را بكند ستمكار و ظالم است، و خداى تعالى نيز هرگز چنين نخواهد كرد و از ظلم و ستم منزه و مبرا است.
(فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ) و چون برادران از يوسف مأيوس گشتند كه درخواستشان را در مورد آزاد كردن ابن يامين بپذيرد.
(خَلَصُوا نَجِيًّا) با يكديگر خلوت كردند و بشور پرداختند كه با اين ترتيب آيا بدون ابن يامين بنزد پدر بازگردند يا همگى در مصر بمانند. و اين تعبير از الفاظى است كه در قرآن بكار رفته و گذشته از اينكه در حدّ اعلاى فصاحت است با كوتاهترين