ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦٢ - تفسير
(وَ لَمَّا دَخَلُوا مِنْ حَيْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُمْ) و چون مطابق دستور پدر از درهاى پراكنده و مختلف وارد شهر مصر گرديدند و گفتهاند: مصر در آن روز چهار در داشت و اينها متفرق شده و هر دسته از يكى از آن چهار در وارد شدند.
(ما كانَ يُغْنِي عَنْهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا حاجَةً فِي نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضاها) و ورود آنها بمصر باين ترتيب چنان نبود كه بتواند جلوى اراده خدا را نسبت بدانها بگيرد كه اگر فرضاً خدا مقدر كرده بود آنها مورد حسد و يا چشم زخم قرار گيرند اين عمل آنها از تقدير خدا جلوگيرى كند، و خود يعقوب ٧ نيز باين حقيقت آگاه بود، جز اينكه دستورى كه يعقوب بآنها داد خواسته قلبى او بود كه بدينوسيله خواسته دل را انجام داد. و تشويش خاطر خود را از ناحيه چشم خوردن فرزندان بدينوسيله- بر طرف كرد. و زجاج گفته است: معناى آيه اين است كه اگر مقدر شده بود آنها چشم بخورند در همان حال نيز كه بصورت پراكنده وارد مصر شدند چشم ميخوردند و ورود بحال پراكندگى يا بحال اجتماع در اين جريان تأثيرى نداشت.
(وَ إِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِما عَلَّمْناهُ) و براستى كه يعقوب داراى يقين و معرفت بخدا بود بخاطر آنكه ما او را تعليم كرده بوديم و اين معنايى است كه مجاهد كرده و گفته است خداوند يعقوب را بعلم و دانش مدح و ستايش كرده و معناى آيه اين است كه با تعليم ما او داراى علم و دانش گرديد. و معناى ديگرى كه براى آيه گفتهاند اين است كه هر چه را ما بدو ياد داده بوديم ميدانست و بدان عمل ميكرد، زيرا اگر كسى چيزى را بداند ولى بدان عمل نكند همانند كسى است كه اصلا نميداند.
(وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ) جبائى گفته: يعنى بيشتر مردم مرتبه يعقوب را در علم و دانش نميدانند، و ابن عباس گفته: يعنى مردمان مشرك آنچه را خداوند به اولياء خود الهام ميكند نميدانند.