ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٥٦ - تفسير
از پادشاه مصر گفتيم نظر خلافگويى و دروغ نداشتيم. و معناى ديگرى كه قتاده گفته اين است كه ما از اين بهتر چه ميخواهيم كه پيمانهمان را كامل داد و كالاى ما و بهاى آن را نيز بما برگرداند. و منظورشان اين بود كه دل يعقوب را گرم كرده تا ابن يامين را بهمراه ايشان بفرستد.
(هذِهِ بِضاعَتُنا رُدَّتْ إِلَيْنا) يعنى با اينوضع ديگر موردى ندارد كه ما نسبت ببرادر خود از چنين پادشاه كريمى كه اينگونه بما احسان كرده ترس و واهمه داشته باشيم. و معناى ديگرى كه بعضى گفتهاند اين است كه: با اينوضع ما ديگر از تو پولى براى بازگشت بمصر نميخواهيم و همين كالا (و يا پولى) را كه داريم براى رفتن بمصر ما را كفايت ميكند، و پادشاه وقتى مشاهده كند كه ما دستور او را در مورد بردن برادرمان انجام دادهايم او نيز بوعده خود وفا ميكند و با اين ترتيب او را بهمراه ما بفرست.
(وَ نَمِيرُ أَهْلَنا) يعنى خوراك و آذوقه براى خانواده خود تهيه ميكنيم.
(وَ نَحْفَظُ أَخانا) و در سفر برادرمان را نيز محافظت كرده تا بتو بازگردانيم.
(وَ نَزْدادُ كَيْلَ بَعِيرٍ) و يك بار شتر نيز بواسطه برادر خود بر بارهاى ديگرمان ميافزائيم، چون براى هر مردى يك بار شتر آذوقه ميدادند.
(ذلِكَ كَيْلٌ يَسِيرٌ) زجاج گفته: يعنى يك بار شتر براى پادشاه مصر چيزى نيست و دادن آن براى او آسان است و در ميان آن همه انبارها كه دارد نمودار نيست، و جبائى گفته: يعنى آنچه را ما در اين سفر آوردهايم مقدار اندكى است كه كفايت ما را نمىكند و ما نيازمنديم تا بار ديگرى نيز بعنوان برادرمان بر اين بارها بيفزائيم. و حسن گفته:
پيمانه كردن و كشيدن يك بار شتر براى كسى كه آن را بار ميكند و ميكشد آسان است و مشقتى ندارد. و بهر صورت منظورشان از ذكر اين جمله آن بود كه منفعت رفتن اين يامين را بمصر گوشزد پدر سازند، و چون يعقوب متوجه شد كه پادشاه مصر كالاى آنها را بازگردانده و اكرام او را نسبت بفرزندان خود دانست و مصمم شد تا ابن يامين را همراه آنها بفرستد بدانها گفت ...