ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١١ - تفسير
و پاسخ اين است كه منظور از اين جمله كه فرمود: زندان نزد محبوبتر است نه محبت بمعنى خواسته و اراده قلبى است كه من آن را ميخواهم بلكه منظور آن بزرگوار اين بود كه زندان براى من آسانتر و سهلتر از انجام خواسته آنها است. و يا منظور اين بود كه اگر بنا شود مرا ميان ايندو كار مخير سازند زندان را اختيار ميكنم و بدان راغبترم و يا بگفته جبائى: يعنى براى من محبوبتر است كه خود را براى زندان آماده كنم تا اينكه براى عمل زنا حاضر و آماده شوم.
(وَ إِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ) و اگر تو بلطف خويش اين نقشه و نيرنگى را كه كشيدهاند از من دفع نكنى.
(أَصْبُ إِلَيْهِنَّ) بدانها و يا بگفته آنها متمايل گردم و بر طبق هوا و ميل نفسانى بدانها مايل شوم.
(وَ أَكُنْ مِنَ الْجاهِلِينَ) و از كسانى گردم كه مستحق مذمت بنادانى شوند، و يا با اين كار خود بمنزله مردمان جاهل و نادان گردم.
(فَاسْتَجابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ) خداوند دعايش را مستجاب كرد و او را از نيرنگ آنها حفظ فرمود.
اگر كسى بگويد: چگونه يوسف لطف خدا را درخواست كرد، و از وى خواست تا او را حفظ كند با اينكه ميدانست خداوند اينكار را حتماً خواهد كرد[١]؟
جواب اين است كه گاهى مصلحت اقتضا ميكند كه براى دريافت الطاف الهى انسان دعا كند و با دعاى مجدّد آن را از خدا بخواهد و بدان نائل گردد.
و اگر گفته شود: چگونه يوسف ميدانست كه اگر لطف خدا نباشد مرتكب گناه
[١]- ظاهراً منظور اين است كه چون يوسف بمقام نبوت رسيده بود و از جمله الطافى كه خدا نسبت به انبياء دارد اين است كه آنها را بمقام عصمت نائل گرداند و با ايجاد توفيقات بسيار در وجود آنها از گناه حفظشان ميكند، با اينحال يوسف ميدانست كه خدا او را حفظ خواهد كرد پس چرا باز آن را از خدا درخواست نمود؟ و خلاصه پاسخ اين سؤال هم آنست كه نزول بعضى از نعمتها مشروط و يا معلق بر دعا است اگر چه رسيدن آن به بنده خدا مقدر شده باشد. اما تقدير آن بنحو معلق و مشروط است، با توضيح بيشترى كه بيايد.