ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٩٦ - تفسير
عملى قبيح داشت، چه آنجا كه خداى سبحان گواهى داده و چه آنجا كه خود زليخا بدان اقرار كرده است.
و أما از نظر آثار ديگر همين اجماع مفسرين كافى است كه همگى گفتهاند:
زليخا تصميم بگناه و عمل زشت داشت.
ولى در مورد يوسف ٧ از طرفى دليلهاى محكم عقلى كه قابل هيچگونه احتمال و مجازى نيست دلالت دارند بر اينكه صدور عمل قبيح و همچنين عزم و تصميم بر آن هيچكداميك از يوسف ٧ جايز نيست و با مقام عصمت و نبوت او منافات دارد.
و از نظر قرآن كريم نيز شواهدى در آيات همين سوره است كه گواهى بر اين- مطلب ميدهد كه يوسف ٧ قصد گناه نيز نكرد از آن جمله دنباله همين آيه است كه فرموده:(كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ) و يا آن آيه ديگر كه فرموده:
(ذلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ)[١] و يا آنجا كه از زبان زنان مصرى نقل فرموده كه گفتند(قُلْنَ حاشَ لِلَّهِ ما عَلِمْنا عَلَيْهِ مِنْ سُوءٍ) و با اين گفتار گواهى دادند كه هيچ بدى از او نديده و سراغ نداريم، و پر واضح است كه عزم و تصميم بر گناه از بزرگترين بديها است.
تا اينجا مربوط بود بگفتار دسته اول از مفسرين كه گفتهاند: از يوسف ٧ هيچ گناهى نه كبيره و نه صغيره سر نزد و اقوالى كه در معناى آيه گفته بودند براى شما نقل كرديم.
و اما دسته دوم سخنانى گفتهاند كه شايسته مقام انبياء و پيمبران الهى نيست، مثل اينكه گفتهاند: يوسف براى انجام كار نشست و يا دست بطرف جامه زليخا برد ولى خداوند او را از اينكار باز داشت و امثال اين سخنانى كه ذكرش شايسته نيست.
و اختلاف ديگرى كه در اينجا هست در اينباره است كه آيا برهانى كه يوسف ديد چه بوده؟
١- محمد بن كعب و جبائى گفتهاند: برهان مزبور همان حجت و دليلى بود كه
[١]- آيه ٥٣. ٢- آيه ٥٢.