ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٩٥ - تفسير
اينمطلب هم معلوم است كه صرف ميل و خواستن گناه نيست زيرا خداى تعالى چنين ميلى را در وجود انسان قرار داده، و آنچه گناه و قبيح است آن عمل خارجى است نه صرف شهوت و ميل. و اين وجهى است كه حسن گفته، و اضافه كرده كه آنچه زليخا ميخواست كثيفترين خواستهها بود، و اما آنچه يوسف ميخواست موافق همان طبع بشرى بود كه در وجود هر مردى شهوت بزن قرار دارد. و ضحاك از ابن عباس روايت كرده كه گفت: همّ زليخا همان تصميم بعمل زنا بود، ولى همّ يوسف اين بود كه دلش ميخواست زليخا همسر مشروع او باشد، و روى اين معنى نيز بايد متعلق «لو لا» محذوف باشد يعنى اگر برهان پروردگار خود را نديده بود تصميم ميگرفت و يا عملى انجام ميداد.
سؤال:
اگر كسى بگويد: «همّ» در آيه شريفه(وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها) بيك سياق وارد شده و چگونه است كه شما متعلق همّ زليخا را كار قبيح و زشت گرفتيد، ولى در مورد يوسف همّ او را بكار غير قبيح متعلق دانستيد؟
جواب:
پاسخ اين حرف آنست كه از ظاهر آيه شريفه نمىتوان متعلق همّ آن دو را فهميد، و بايد از آيات و دليلهاى ديگر آن را بدست آورد. و اينكه ما گفتيم: متعلق همّ زليخا كار قبيح بوده روى گواهى قرآن و آثارى است كه به اينمطلب گواهى ميدهد و از آن طرف نسبت كار قبيح بدو با دليلهاى ديگر عقلى هم منافاتى ندارد، اما از نظر گواهى قرآن همان آياتى است كه در اين سوره مباركه بيان شده يكى اين آيه است كه فرموده:(وَ راوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِها عَنْ نَفْسِهِ)[١] و ديگر آن آيه كه فرمايد:(وَ قالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُراوِدُ فَتاها عَنْ نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَها حُبًّا إِنَّا لَنَراها فِي ضَلالٍ مُبِينٍ)[٢] و آيه ديگرى كه بنحو حكايت از قول زليخا فرموده:(الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ)،( وَ لَقَدْ راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ ...)[٣] كه در تمامى اين آيات تصريح شده كه زليخا تصميم بكامجويى از يوسف و انجام
[١]- آيه ٢٣.
[٢] آيه ٣١.
[٣] آيه ٥٢ و ٣٢.