ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٩٤ - تفسير
ميشد كه يوسف ميخواست از من كام بگيرد و يا او مرا به اين عمل دعوت كرد و چون من امتناع كردم يوسف مرا كتك زده است و امثال اينها. و خداوند ميخواهد با اين جمله تذكر دهد كه ما بوسيله وحى بدى و فحشاء را كه قتل يوسف و يا متهم ساختن او بود از وى دور كرديم، و بنا بر اين جواب «لو لا» در اينجا حذف شده مانند گفتار خداى تعالى(وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللَّهَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ)[١] و يا مانند آن آيه ديگر كه فرموده(كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ)[٢] كه در آيه اول جواب تقديرى لو لا «لهلكتم» است يعنى اگر فضل خدا و رحمت او نبود هلاك ميشديد، و در آيه دوم «لم يلهكم التكاثر» است يعنى اگر بعلم يقين ميدانستيد هرگز تكاثر (در مال و منال) شما را سر گرم نميكرد و در اشعار شعراى عرب نيز نظيرش آمده چنانچه امرء القيس گويد:
|
و لو انها نفس تموت سوية |
و لكنها نفس تساقط أنفسا[٣] |
|
كه جواب «لو» محذوف است يعنى اگر چنان بود كه نفس من بهمين سادگى ميمرد فانى و نابود شده بود ... و روى اين معنى جواب «لو لا» در آيه محذوف است و نمىشود گفت جمله(وَ هَمَّ بِها) جواب لو لا است زيرا جواب «لو لا» مقدم بر آن نمىشود.
٢- آنكه بگوئيم در كلام تقديم و تأخيرى واقع شده و تقدير آيه چنين بوده است: «و لقد همت به و لو لا ان رأى برهان ربه لهمّ بها» يعنى زليخا قصد او را كرد و يوسف نيز اگر برهان پروردگار خويش را نديده بود قصد او را ميكرد و چون آن را ديد قصد او را نكرد، چنانچه در گفتار ديگر خداى تعالى كه درباره موسى ميفرمايد چنين است(إِنْ كادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْ لا أَنْ رَبَطْنا عَلى قَلْبِها)[٤] و اين قولى است كه از أبى مسلم نقل شده و نزديك بهمان معناى اول است.
٣- آنكه معناى(هَمَّ بِها) يعنى روى طبع بشرى يوسف ميل بدو كرد و او را خواست و ممكن است بر سبيل مجاز «همّ» را به ميل و خواسته طبيعى معنى كرد، و
[١]- سوره نور آيه ٢٠.
[٢] سوره تكاثر آيه ٥.
[٣]- و اگر نفس من چنان بود كه ساده و آسان ميمرد ... و لكن نفسى است كه گروهى را از بين ميبرد، يعنى با مرگ من گروهى ميميرند.
[٤] سوره قصص آيه ١٠.