ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٤ - تفسير
آنها را وادار بمحافظت و نگهبانى او كرده چنين گفت:
(إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ) همين كه او را از من دور كنيد مرا غمگين ميسازد، يا مفارقتش مرا محزون سازد.
(وَ أَخافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غافِلُونَ) و ميترسم در وقتى كه شما از او غافل هستيد و سر گرم كارهاى خود ميباشيد گرگ او را بخورد. و گفتهاند: در آن سرزمين گرگ بسيار بود و تصادفاً در آن وقت گرگها بمردم حمله ميكردند و آنها را طعمه خود ميساختند.
و برخى گفتهاند: يعقوب در خواب ديد مثل اينكه ده تا گرگ بيوسف حملهور شده و ميخواهند او را بكشند، در اينميان يكى از آن گرگها بحمايت از يوسف برخاست و مانع كشتن او شده تا بالآخره ديد زمين شكافته شد و يوسف در زمين فرو رفت و پس از سه روز از آنجا بيرون آمد، و همين سبب شد كه يعقوب راه بهانهاى بدانها نشان دهد و گرنه خود برادران يوسف نميدانستند چه بهانهاى براى كار خود بياورند.
و از رسول خدا- ٦- روايت شده كه فرمود: تلقين دروغ بكسى نكنيد (و راه بهانه و دروغ را بكسى ياد ندهيد) كه دروغ ميگويد، چون كه پسران يعقوب نميدانستند كه گرگ انسان را ميخورد تا وقتى كه از پدر شنيدند و يعقوب تلقين بدانها كرد، و اين دليل بر اينمطلب است كه نبايد راه نشان دشمن داد.
و برخى گفتهاند: يعقوب ترس آن را داشت كه برادران او را بكشند. ولى تصريح به اين سخن نكرد و از روى كنايه آنها را گرگ ناميده و نظر خود را اظهار كرد. و ابن عباس گفته: صريحاً آنها را گرگ خوانده.
(قالُوا لَئِنْ أَكَلَهُ الذِّئْبُ وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّا إِذاً لَخاسِرُونَ) اگر با اينحال كه ما پشتيبان يكديگر هستيم و از برادرمان دفاع ميكنيم نتوانيم گرگ را از او دور سازيم تا او را بخورد، در چنين حالى ما زيانكاريم و مانند آن كسانى هستيم كه بر خلاف ميلشان سرمايه خود را از دست بدهند. و يا معناى جمله(إِذاً لَخاسِرُونَ) آنست كه ما افرادى ناتوان و ضعيف خواهيم بود. و حسن گفته: بخدا آنها براى يوسف وحشتناكتر و خطرناكتر از