ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦٨ - تفسير
نرسيده بودهاند و مكلف نبودند، و از پسران نابالغ معمولا چنين اعمالى سر ميزند كه مورد سرزنش و ملامت قرار گرفته و بلكه گاهى مستحق كتك ميشوند. و گواه بر اين قول جملهاى است كه پس از اين بپدر گفتند «... نرتع و نلعب»[١]- ما ميگرديم و بازى ميكنيم.
و ابن بابويه (ره) در كتاب النبوة بسند خود از حنان بن سدير نقل كرده كه گويد:
به امام باقر ٧ عرضكردم: فرزندان يعقوب پيغمبر بودند؟ فرمود: نه، ولى اسباط و فرزندان پيغمبران الهى بودند و پيش از آنكه از دنيا بروند همه توبه كردند و از رفتار خويش متنبه شدند. و حسن گفته: مردانى بودند كه بحدّ بلوغ رسيده و عملشان گناهى صغيره بود كه از آنها سر زد.
(اقْتُلُوا يُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضاً) بيكديگر گفتند: يوسف را بكشيد يا بسرزمينى دور از چشم پدر بيفكنيد كه دسترسى بدو نداشته باشد، و برخى گفتهاند: يعنى او را در جايى بيندازيد كه درندگان او را بخورند يا بوضع ديگرى هلاك شود.
(يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِيكُمْ) تا توجه پدرتان از يوسف قطع شود و محبت وى خالص براى شما گردد. يعنى اگر او را كشتيد يا در سرزمينى دور افكنديد از آن پس پدر متوجه شما خواهد شد و علاقهاش مخصوص شما خواهد گرديد.
(وَ تَكُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْماً صالِحِينَ) و پس از قتل يوسف و يا دورى وى توبه ميكنيد، يعنى پس از اينكه منظور خود را عملى كرديد و بهدف خود رسيديد از كرده خود توبه ميكنيد و در نتيجه مردمانى صالح و شايسته ميشويد، و از اين كلام معلوم ميشود كه كار خود را گناهى ميدانستند كه قابل توبه است، و اين وجهى است كه بيشتر مفسران گفتهاند، و حسن گفته: يعنى كار دنياى شما روبراه ميشود و ميانه شما با پدر
[١]- پوشيده نماند كه قرائت مشهور در آيهاى كه پس از اين خواهد آمد« يَرْتَعْ وَ يَلْعَبْ»- بياء است- و منظور مؤلف( ره) يا معناى آن است كه از آيه استفاده ميشود، چون منظورشان اين بود كه يوسف را همراه ما بفرست تا با ما گردش و بازى كند. و يا قرائتى است كه از بسيارى نقل شده كه« نرتع و نلعب» بنون خواندهاند.