ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦٧ - تفسير
و بقضا و قدر من راضى باش، و در مصيبتها صبر كن، و يوسف در همانشب خواب مزبور را ديد. و از ابن عباس نيز نظير همين مطلب نقل شده.
(وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ) يعنى ما جماعتى هستيم كه پشتيبان يكديگر بوده و بهم كمك ميدهيم، و منظورشان اين بود كه نفع ما براى پدرمان بيشتر از آنها است. و برخى گفتهاند: منظورشان اين بود كه ما نيرومنديم و ميتوانيم نقشهاى براى از بين بردن يوسف بكشيم.
(إِنَّ أَبانا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ) براستى كه پدر و مادر ضلالتى آشكار است، يعنى مراعات عدالت را در مورد محبت ماها نمىكند و راه افراط را پيش گرفته است. و برخى گفتهاند:
معناى اين جمله اينست كه پدر ما در مورد تربيت فرزند و تدبير كارهاى دنيا اشتباه ميكند زيرا نيروى ما براى ادامه امور زندگى و تدبير در كار مواشى و چهارپايان و ساير اموال او بيشتر است و با اينحال آن دو را بيش از ما دوست دارد ... و منظورشان از اين جمله كه گفتند: «... پدر ما در ضلالت است» گمراهى در دين نبوده و گرنه افرادى كافر بودهاند و اين خلاف اجماع است، زيرا اينمطلب مورد اتفاق است كه همه آنها تابع دين پدر و پيرو آئين او بودهاند. و حدّ اعلاى احترام و تعظيم را درباره وى مبذول ميداشتند، و بهمين جهت بود كه طالب جلب محبت و دوستى او بودند، و ضلالت نيز در اصل لغت بمعناى عدول و انحراف از چيز است.
و بيشتر مفسران معتقدند كه برادران يوسف همگى پيغمبر بودهاند، و جمعى گفتهاند: آنها پيغمبر نبودهاند و گرنه آن اعمال از آنها سر نميزد. و مرحوم سيد مرتضى فرموده است: دليلى نداريم كه آن برادران يوسف كه آن كارها را انجام دادند پيغمبر بودهاند، و بعيد نيست كه اسباط يعقوب كه بمنصب نبوت نائل شدند غير از آن برادرانى بودند كه نسبت بيوسف آن اعمال را انجام دادند، و از ظاهر قرآن كريم نيز بدست نميآيد كه همه برادران در آن رفتار و آزارهايى كه نسبت بيوسف انجام شد شركت داشتند.
و بلخى و جبائى گفتهاند: ممكن است برادران يوسف در آن وقت بحدّ بلوغ