آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٦ - افشاي انحراف
والا اکثر من الکذب علي الله ورسوله ولَيسَ عند اهل ذلک الزمان سلعه أَبور من الکتاب اذا تُلِي حق تلاوته ولا انفق منه اذا حُرِّفَ عَن مواضعه ولا في البلاد شيء انکر من المعروف ولا اعرف من المنکر فقد نبذ الکتاب حملته وتناساه حفظته فالکتاب يومئذ واهله طريدان منفيان وصاحبان مُصطَحِبان في طريق واحد لا يؤويهما مؤو، فالکتاب واهله في ذلک الزمان في الناس وليسا فيهم ومَعَهُم ولَيسا مَعَهُم لانّ الضلاله لا توافق الهُدي وان اجتمعا:[١] «همانا پس از من روزگاري بر شما فراخواهد رسيد که چيزي پنهانتر از حق و آشکارتر از باطل و فراوانتر از دروغ به خدا و پيامبرش نباشد. و نزد مردم آن زمان کالايي کسادتر از قرآن نيست، اگر آن را درست بخوانند و تفسير کنند و متاعي پر رونقتر از قرآن يافت نميشود، آنگاه که آن را تحريف کنند و معاني دلخواه خود را رواج دهند. در شهرها چيزي ناشناختهتر از معروف و شناختهتر از منکر نميباشد. حاملان قرآن آن را واگذاشته و حافظان قرآن آن را فراموش ميکنند. پس در آن روز قرآن و پيروانش از ميان مردم رانده و مهجور ميگردند و هر دو غريبانه، در يک راهِ ناشناخته سرگردانند و ميان مردم پناهگاهي ندارند. پس قرآن و پيروانش در ميان مردماند، اما گويا حضور ندارند. با مردماند، ولي از آنها بريدهاند، زيرا گمراهي و هدايت هرگز هماهنگ نشوند، گرچه کنار يکديگر قرار گيرند».
اين پيشگوييها را اکنون ميتوان درک کرد. کساني که از تحريف لفظي قرآن نااميدند و چارهاي جز بازي با معاني قرآن ندارند، نظريهاي را مطرح، و آن را دستاويز خود ساختهاند؛ نظريهاي که ميگويد از يک کلام حق ميتوان فهمهاي متفاوتي بهدست آورد و معلوم نيست فهم شيعه از قرائت سنيها بهتر باشد و چه بسا قرائت پيروان اديان ديگر از قرائت ما مسلمانان جالبتر باشد. البته اين مسئله چيز تازهاي نيست، اما کسي
[١] نهج البلاغه، خطبه ١٤٧.