آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٦ - چراغ هدايت
أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ کالْمُجْرِمِينَ مَا لَکمْ کيفَ تَحْکمُونَ ... أَمْ لَکمْ أَيمَانٌ عَلَينَا بَالِغَه إِلَي يوْمِ الْقِيامَه إِنَّ لَکمْ لَمَا تَحْکمُونَ سَلْهُم أَيهُم بِذَلِک زَعِيم؛[١] «آيا با تسليم شدگان چون مجرمان رفتار ميکنيم؟ شما را چه ميشود؟ چهسان داوري ميکنيد يا با ما پيماني که به روز قيامت کشد بستهايد، به هر کدام حکم کنيد حق با شما باشد؟ از ايشان بپرس کدامشان ضامن چنين پيماني است».
مگر پس از راه حق جز گمراهي وجود دارد؟ راه حق يکي و جز آن هر چه هست گمراهي است. اين بيان قرآن است، اما برخي ميگويند: نه! راهها چندان تفاوتي ندارند؛ يکي ميخواهد از اين سمت برود و ديگري از آن سوي، نبايد حساس بود.[٢] اما اين منطق درست نيست. وقتي چراغهاي هدايت و نورافکنها راه را روشن کردند، ميتوان آن را به وضوح تشخيص داد. اکنون اگر کسي بگويد نشناختم، از او پذيرفته نيست.
آيا در راه شناخت حق ميتوانيم آزادانه تلاش کنيم، تا حق را بشناسيم؟ بيترديد کسي براي درک اين حقيقت جلوي شما را نميگيرد، اما آن تلاشي ارزش دارد که در راه درست قرار گيرد. اگر کسي در يک مسير بياباني، وسط صحرا حرکت کند و در حالي که به کوير و نمکزار خيره شده است، بکوشد تا به مشهد برسد، تلاشش ثمري ندارد، زيرا هر چه تندتر برود، از مقصد دورتر ميشود. گرچه انگيزهاش درست بوده، امّا شرطش را رعايت نکرده است. انسان آزاد است براي شناخت حق تحقيق کند و کسي نبايد جلوي او را بگيرد، اما راه شناخت حق آثار و نشانههايي دارد. خداوند
[١] قلم(٦٨)، ۳۵ـ۴۰. [٢] در منابع غرب کثرتباوري به پلوراليسم (Pluralism) موسوم است. اين نظريه لزوم کثرت عناصر و عوامل در جامعه و مشروعيت آنها را باور دارد و عقيدهاش بر اين است که تنوع آرا و عقايد در جهت مصالح عموم مفيد است. راه درست يکي نميباشد؛ مسير صحيح بسيار زياد است و از هر طريقي ميتوان به حقيقت رسيد. پلوراليسم ميگويد بايد عقايد و آراي ديگران را، اگرچه به نظرتان باطل باشد بپذيريد. خاستگاه اصلي نظريه کثرتباوري امريکاست و ليبرالهاي اين کشور بيش از همه بر آن تأکيد ميکنند.