آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٨ - آشتي ميان علم و دين
شهيد آيتالله مطهري براي اينکه چنين ترديدهايي را از ذهنها بزدايد و نقشههاي مخالفان را درباره تعاليم حياتبخش اسلام کمرنگ و خنثي کند، نخست ضرورت علمآموزي را در فرهنگ اسلامي مورد توجه قرار داد. سپس تقسيم علوم را به دو رشته ديني و غير ديني نادرست خواند، و افزود جامعيت اسلام اقتضا ميکند هر علم سودمندي را که براي جامعه اسلامي ضروري است به دست آوريم. او يادآوري کرد علوم قطعي که از حالت نظري، فرضيه و نظريههاي مقدماتي به مباحث کاربردي رسيدهاند با اسلام هيچگونه تضادي ندارند، ولي علم بهتنهايي نميتواند ضامن سعادت جامعه باشد. جامعه همزمان به اين دو بال نياز دارد و ايمانِ بدون علم وبال است. آن شهيد فرياد زد اگر ميخواهيم ديني درست داشته باشيم و عدالت در ميان ما حکم براند بايد با علم، ايمان، شناخت و آگاهي مردم را افزايش دهيم. مسلمانان بايد همگي بيدار شده براي رهايي از نابودي، ناداني و عقبماندگي، جهادي مقدس را آغاز کنند که هم نيازمند دانشآموزي و توليد علم است و هم محتاج رشد اخلاقي، تربيتي و معنوي.
آن متفکر فرزانه، تصريح کرد علم و ايمان دو رکن از ارکان انسانيت است، ولي تعاليم تحريفي اربابان کليسا، علم و دين را در برابر هم قرار داد و همين برداشت سبب شد که تاريخ تمدن اروپا را در هزار و پانصد سال اخير به عصر ايمان و علم تقسيم کنند. در صورتي که تاريخ تمدن اسلامي به دو دوره شکوفايي علم و ايمان و نابودي همزمان اين دو تقسيم شده است. او سفارش ميکرد مسلمانان کورکورانه تضاد علم و ايمان را امري مسلّم تلقي نکنند.
به اعتقاد شهيد مطهري علمگرايي محض، ويژه انسان ناتوان است و انساني که با اين شرايط تربيت ميشود دچار کمبودهايي است و بايد ايماني در کار باشد که عشق، اميد و حرارت به وجود آورد و درون را به سوي هدفي عالي رهنمون شود. پس علم و دين نهتنها نقضکننده يکديگر نيستند، بلکه مکمل و متمم هم ميباشند. جدايي اين دو،