آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧١ - پيشگام احياي حکمت اسلامي
فيلسوفان تناقض وجود دارد و در جايي، براي اثبات مفهومي از اصطلاحي استفاده ميکنند، اما در عرصهاي ديگر آن را نقض مينمايند. اتفاقاً اين توهم از قرون پيش، براي اشخاص بزرگي چون غزالي به وجود آمده بود. او حتي کتابي به نام تهافت الفلاسفه[١] را به نگارش درآورده، که به زعم خودش تناقض گفتههاي فيلسوفان را در آن تدوين کرده است. از سوي ديگر، اين تشابهِ اصطلاحات موجب ميشود کساني که به معناي دقيق فلسفي اين مفاهيم آشنا نيستند، آنها را بر مبناي عرفياش حمل، و خيال کنند اين کلمات همان معناي رايج عرفي را در فلسفه دارد؛ و آن وقت نتيجه بگيرند فلان مطلب فلسفي با ديانت و مباحث اعتقادي و کلامي مخالفت دارد. اين اشتراک اصطلاحات موجب ميشود بسياري از افراد متعهد نيز چنين برداشت نمايند که مطالب فلسفي با مباني ديني در تباين است و با يک ترديد و حتي بدبيني به فلسفه بنگرند و اين گونه نگرش از رويکرد عدهاي ديگر به فلسفه ميکاهد.
بهعلاوه اين علم همچون دانشهاي ديگر مراحل مختلفي را گذرانيده است و مکتبهاي گوناگوني داشته و دارد. بنابراين مسائل فلسفي از ديدگاه مکاتب مختلف، راههاي گوناگون و پاسخهاي متفاوت خواهد داشت و تعدد نظريات بهطور طبيعي در نظر عدهاي، برخي را غير صحيح و نادرست جلوه ميدهد. البته آراي باطل هم در بين ديدگاههاي گوناگون ديده ميشود. اين روند و وجود اختلاف نظرهاي بسيار، براي عدهاي اين نتيجهگيري را به وجود ميآورد که اصولاً مسائل فلسفي بهطور يقيني قابل حل نخواهند بود؛ پس چرا ما بيهوده و بيجهت وقت خودمان را صرف اين مسائل لاينحل کنيم. اين هم وجه ديگري است که مشتريان معلومات فلسفي را کاهش ميدهد.
[١] تهافت الفلاسفه يعني تناقضگويي فيلسوفان و معناي تشويش در ادعاها را هم ميرساند. اين كتاب شامل چهار مقدمه، بيست مسئله و يك خاتمه است. غزالي در كتاب المنقذ من الضلال و الموصل الي ذي العزه و الجلال اعتراف كرده است كه از شك شروع كرده و به شناخت رسيده است.