آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٧ - عمر بابرکت
در اين ميان، کساني که به قلهها رسيدهاند، معرفتي کامل بهدست آوردهاند و عمرشان را به درستي ارزيابي کردهاند. البته شمار اين افراد اندک است؛ ولي به هر روي، در هر امّتي اشخاصي بودهاند که همّتي بس بلند داشتهاند و در راه رسيدن به قلّههاي فضيلت کوشيدهاند. انسان وقتي وارد اين عرصه از معرفت ميشود، به جهاني ديگر گام مينهد و افقي ديگر به رويش گشوده ميشود و با پيمودن هر مرحلهاي از کمال، وارد حياتي ديگرگونه ميشود:
اَوَ مَنْ کانَ مَيتاً فَأَحْييناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ کمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيسَ بِخارِجٍ مِنْها کذلِک زُينَ لِلْکافِرِينَ ما کانُوا يعْمَلُون؛[١] «آيا آن کس که مرده بود و ما زندهاش ساختيم و نوري فرا راهش داشتيم تا بدان در ميان مردم، راه خود را بيابد، همانند کسي است که به تاريکي گرفتار است و راه رهايي را نميداند؟ کردار کافران، اينگونه در نظرشان آراسته شده است».
اين نورانيت و معنويتْ حياتي ديگر به انسان ميبخشد؛ تا آنجا که چشم دل به نور الهي باز ميشود و جلال و شکوه پروردگار را مينگرد. چنين انساني به دستاوردهاي دنيايي بياعتناست و حتي از لذتهاي دنيوي دل خوشي ندارد، بلکه همواره مشتاق پرواز از اين قفس است؛ زيرا جهاني را شناخته و ديده است که سرشار از بهجت و سرور و لذت وصفناپذير است. دنياي فاني براي او بسيار تنگ است. شهيد آيتالله مطهري اين مسير را شناخت و دل به آن سپرد و وقتي اين معرفت را بهدست آورد، با خداي خويش پيمان بست و از او خواست که مرگش را شهادت در راه خودش قرار دهد. او از آغاز جواني، خواهان شهادت بود. فرق شهيد مطهري با ديگر شهيدان راه خدا اين است که او براي رهايي دلهاي مؤمنان از گزند ملحدان و زنديقان شهيد شد.
[١] انعام(٦)، ١٢٢.