آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٤ - نقد نيرنگ
شهيد مطهري يک برداشت انحرافي و التقاطي ديگر را ارزيابي ميکند. منافقين در جزوة خود نوشتهاند بايد تفسيرها، تفسير امام باشد، اما پيگيري سخن امام ضرورتي ندارد و تنها بايد تفکر او را پي گرفت. آنان ميگويند زماني اين تفکر عملي ميشود که فرد از نظر طبقاتي در طبقه امام، که همان محرومان تاريخ هستند قرار گيرد و عملاً درگيريهاي طبقاتي او را داشته باشد، همچون او تجربه کند و بينديشد.
شهيد مطهري پس از اشاره به اين موضوع تحريفي، ميگويد اينان ميخواهند به اين وسيله مردم را اغفال کنند. استاد مينويسد اين منحرفان از تاريخ صدر اسلام ناآگاهاند. «سالم» يک ايراني آزاد شده اهل اصطخر[١] است که يورش به خانه حضرت علي(عليه السلام) و فاطمه زهرا(عليها السلام) و آتش زدن آنجا را رهبري ميکرد. منافقين و به دليل همين ناآشنايي، تنها به علت اينکه سالم از محرومان تاريخ و اسيران است، او را يک مؤمن انقلابي جلوه داده و در رديف سلمان و ابوذر قلمداد کرده و به دليل همين ويژگي طبقاتي، سيمايي درخشان از او ترسيم کردهاند. مطهري به آنان گوشزد ميکرد معيارهايشان در فلسفه تاريخ با اين تحليلها بياعتبار ميشود و بايد در ارزيابيهاي خويش تجديد نظر کنند و به خود اجازه ندهند که قضاوتها و تفکرات هزار ساله مفسران، حکيمان، فقيهان و عارفان را به گونهاي مادي و طبقاتي توجيه کنند.
اينان تفسيرشان از غيب و ايمان به آن، چنين بود که مبارزان بدانند انقلاب يک مرحله پنهاني دارد و در اين حالت نظام حاکم هنوز مسلط است و با رشد تدريجي و تغيير کمي به کيفي، نظام جديد مستقر ميشود و از مرحله غيب به شهادت ميرسد. شهيد مطهري چنين برداشتي را برگرفته از اصل چهارم ديالکتيک مارکسيستي ميداند و ميافزايد اين تفکرات منحط موضوع ايمان و اعتقادات مسلمانان راستين را منتفي تلقي
[١] اصطخر يا استخر (Estaxr) يکي از بزرگترين شهرهاي فارس در دوران قبل از اسلام است. که قلعه آن در انتهاي شمال غربي جلگه مرودشت قرار دارد.