آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٥ - احساس خطر
خويش نميپرورانيد. انجام اين کار گونهاي شجاعت، فداکاري و توانايي علمي فوقالعاده را ميطلبيد که افرادي با اين ويژگيها از نوادر روزگار بودند.[١]
اينجا بود که علامه طباطبايي و آيتالله مطهري آستين بالا زدند تا جلوي اين تهاجم را بگيرند.
احساس خطر
پس از شهريور ١٣٢٠ کتابهاي زيادي در دفاع از ماترياليسم و مارکسيسم منتشر شد و برخي کوشيدند ديدگاههاي اين تفکرات ديالکتيکي و انحرافي را براي خوانندگان تبيين کنند. شخصي به نام تقي اراني[٢] در اين زمينهها جزوات و کتابهايي نوشت. او قلم
[١] سخنراني به مناسبت فرارسيدن سالگرد شهادت شهيد مطهري و معرفي کتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم. [٢] تقي فرزند ابوالفتح در سال ١٢٨١ شمسي در يک خانواده کارمند در تبريز به دنيا آمد؛ در تهران بزرگ شد و در دارالفنون و دانشکده پزشکي تحصيل کرد. وي در برلين نيز به تحصيلات ادامه داد و در سال ١٩٢٤ ميلادي دکتراي شيمي گرفت. او مدرس دانشگاه برلين در منطق و بيان عربي بود و در ايران نيز مدتي درس ميداد و مدتي رياست تعليمات وزارت صناعت را عهدهدار بود. رسالهاي درباره ناصرخسرو، رباعيهاي خيام، بدايع سعدي، اصول شيمي (چهار جلدي)، پسيکولوژي و چند کتاب ديگر از آثار اوست. وي مقالاتي نيز در مجلات آلمان و ايران در مباحث مادي و مارکسيستي انتشار داده است.
تقي اراني وقتي در سال ١٣٠٩ به تهران بازگشت ضمن تدريس در دانشکده فني با گروهي روشنفکر چپگرا که غالباً در اروپا تحصيل کرده بودند، جلسات پنهاني تشکيل داد و سه سال بعد نشريه دنيا را تأسيس کرد که نخستين نشريهاي بود که در ايران به بحث درباره اصول مکتب مارکس ميپرداخت. اراني در اين مدت نيروهاي فکري و سياسي زيادي را به دور خود جمع کرد و به فعاليتهايش شدت بخشيد.
اعتصاب دانشگاه تهران در سال ١٣١٦ شمسي سبب شد که دولت رضاخان اراني و همکارانش را بازداشت کند و انتشار نشريه دنيا متوقف شد و در آبان سال بعد او و بسياري از يارانش که بعداً به گروه پنجاه و سه نفر موسوم شدند به اتهام تخلف از قانون در تبليغ مسلک اشتراکي و کمونيسم محاکمه شدند. اراني که رهبر آنان بود، به ده سال زندان محکوم شد و شانزده ماه بعد در سي و هشت سالگي به ظاهر و برحسب اعلام عوامل دولت رضاخان براثر بيماري تيفوس، ولي بر اثر تزريق آمپول هوا توسط پزشک احمدي کشته شد. اراني از نخستين مروجان تفکر مادي و مارکسيسم در ايران و رهبر حزب کمونيسم در قالب پنجاه و سه نفر ميباشد (اقتباس از: فرهنگ رجال و مشاهير تاريخ معاصر ايران، ج ١ و نيز عليرضا اميني، تحولات سياسي و اجتماعي ايران در دوره پهلوي).