آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٤ - برنتافتن برداشت هاي سطحي
فرقههاي «مجسّمه» و «مشبّهه»[١] که بسيار سطحينگر بودند. براي نمونه ايشان حرکت از آسمان به زمين و مانند آن را به پروردگار نسبت ميدادند و به استناد برخي ظواهر ـ که بيترديد معناي ظاهريشان مورد نظر نبود، و قرائني براي اثبات معناي مجازيشان وجود داشت ـ به اثبات نظريه سطحينگرانه خودشان ميپرداختند.
در مسائل فقهي در بين جوامع عامه (اهل تسنن)، گرايشي ظاهري وجود داشته، که به ظاهر روايات فراوان استناد ميکردند و نيز در ميان شيعيان اخباريگري مطرح است. اينها نمونههايي از سطحينگري در مسائل ديني و اعتقادي، چه در زمينه کلام و چه در فقه و فروعات ديني است. طبعاً هنگامي که اينها با مباحث اجتماعي بياميزد و در اين قلمرو با ديدي سطحي و کمعمق همراه شود، ديد فقهي و کلامي خدشهدار شده، آثاري بسيار نامطلوب برجاي ميماند. به همين سبب علماي با بصيرت، اهل فراست و ژرف نگر، همچون ديدهباني براي اعتقادات و پاسداري براي سنگرهاي نظري، بايد بکوشند با تدبيري نيکو جلوي اين انحرافات سادهانگارانه را بگيرند. آنان بايد بدون ايجاد تنش در جامعه، با روشي مطلوب، افکار را به سوي مسيري درست جهت داده، از افتادن مردم در چنين درهها و دامهاي انحرافي عقيدتي، فقهي و فکري جلوگيري کنند. اين طبيعي است که در هر مکتب فکري درست، کساني با مسائلِ اصلي، ساده و سطحي برخورد کرده، به عمق مطالب نرسند؛ ولي اينان ميتوانند براي کساني که ميخواهند به حقيقت مکتب برسند، زحماتي بيافرينند. در اين روزگار نيز کمابيش اين مسائل بوده و هست. امام راحل(رحمه الله) بارها از چنين افرادي ناليده و آنان را به صورتهايي مناسب، با
[١] برخي افراد، از آيات قرآن که صفات خداوند را ترسيم نمودهاند، چنين برداشت کردهاند كه نوعي تشبيه و تجسيم براي حقتعالي وجود دارد. اين افراد به ظاهر آيات متشابه تمسک نموده و دچار چنين خطايي شدهاند. حتي برخي از آنان به تشبيه در ذات خدا گرائيده و گرفتار تجسيم آشکار گرديدهاند، آنگاه براي رهايي از پيامدهاي عقيده باطل خود گفتهاند كه البته جسم بودن خداوند همچون ساير اجسام نميباشد (علي رباني گلپايگاني، فرق و مذاهب کلامي، ص ٣٨٣ ـ ٣٨٥).