آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٢ - برنتافتن برداشت هاي سطحي
شهيد مطهري پس از اشاره به اين مقاطع تاريخي و نمونههاي عبرتانگيز، ميافزايد افرادي فراوان در جامعه هستند که شعار تشيع سر ميدهند، اما روحشان با اين مذهب مغايرت دارد. اينان با اينکه شايد برجستگيها و امتيازاتي روشن داشته باشند، ولي جنبههاي تاريک روحشان چنان فراوان است که نهتنها از صف شيعيان جدا ميشوند، بلکه در صف مخالفان اهلبيت و پيروان آنان قرار ميگيرند. خوارجْ مبارز و فداکار بودند؛ عبادت ميکردند و به احکام اسلامي و ظواهر شرعي پايبند بودند، اما يکي از شگفتيهاي سيره حضرت علي(عليه السلام) اين است که با اقدامي شجاعانه با اين مقدس مآبهاي مغرور و متحجر به نبرد برخاست و به روي اين افراد ظاهر الصلاح و عبادت پيشه شمشير کشيد. اگر ما آنجا بوديم و آن چهرههاي حقبهجانب را ميديديم، بيشک احساساتمان برميانگيخت و ميگفتيم کشيدن تيغ بر اين عابدان شب و شيران روز روا نيست؛ اما امام شيعيان، حضرت علي(عليه السلام)، افتخار ميکند که در اين نبرد چشم فتنه را درآورد. در حالي که هيچ کس جرئت چنين کاري را نداشت، زيرا موج تاريکي و ترديد بالا گرفته بود.[١] ايشان خوارج را همچون سگ هار، خطرناک قلمداد ميکند. يعني آنان همچون سگي هستند که حامل بيماري مُسري است و از شدت ديوانگي به هر کس ميرسد گازش ميگيرد و همه را مبتلا ميکند.
شهيد مطهري پس از اين تحليلهاي ارزنده فرياد ميزند واي به حال مسلمانان اگر گروهي مقدس، منجمد، نادان و بيخبر، پا را در يک کفش کرده، به جان اين و آن بيفتند و بگويند حق همان است که ما تشخيص دادهايم. کدام روح نيرومندي است که آستين بالا زده، در برابر اينان بايستد و به مردم ثابت کند چنين قشرهايي کجفهم هستند؟ وقتي گروهي جهالت و عبادت را با هم همراه سازند، جداسازياش
[١] ر.ك: نهج البلاغه، فرازي از خطبه ٩٢.