آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٥ - خودباختگانِ غرب زده
خودباختگانِ غربزده
در هر جامعهاي قشرهايي وجود دارند که از حيث فکري و علمي توانا هستند، ولي از نظر ايمان، باور و درک ديني ضعيفاند؛ يعني پرداختن به مسائلي همچون کارهاي علمي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي برايشان مجال تعمق در دين و تعبد و تقيد مذهبي نگذاشته است. به هر روي، گرايشهاي دروني، شرايط زماني و مکاني و يا علتهاي ديگر، مانع از توجه جدي، قوي و ژرف اين قشر به ديانت شده است و به همين دليل کمتر کوشيدهاند پايههاي اعتقادي خود را استوار کنند.
اين افراد ميتوانند در برخي مسائل فکري، سياسي و علمي، مطالب را به خوبي ارزيابي و مباحث را حلاجي کنند؛ با طرف مقابل مجادلهاي قوي داشته باشند و به قول عامه مردم مو را از ماست بکشند و نقد، رد يا دفاع کنند، ولي درباره مسائل ديني، از آنجا که کاري عميق و ريشهدار نکردهاند؛ استاد کافي نديدهاند؛ مطالعه جهتدار نداشتهاند و شرايط محيطي و ويژگيهاي تربيتي و آموزشي برايشان مساعد نبوده، يک نوع انحراف ديني پيدا کردهاند.
در زمان ما، نمونه روشن اينها، همين روشنفکرهاي غربزدهاند. ممکن است اين افراد در مسائل علمي مانند علوم دقيقه، علوم تجربي يا علوم انساني بسيار قوي باشند، زيرا در اين رشتهها بررسيهاي بسياري داشتهاند و کمابيش در اين عرصهها سخنها، نوشتهها و کتابهايي هم از خود به يادگار نهادهاند؛ ميتوانند خودي نشان دهند و بدرخشند، اما چون در برابر افکار غربي، يک نوع شيفتگي افراطي داشتهاند، يا در فضايي