شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٣ - الف ياد خدا
طراوت و شادابى دلشان به اين است كه زندگى را با محبّت به خدا سپرى كنند و لذا در تلاشاندبااعمال و رفتارخود، محبّت و رضايت او را جلب نمايند و مانع را از سر راه بردارند.
ج: رضايت و خشنودى خداوند
بزرگترين لذت محب در اين است كه احساس كند محبوبش از او راضى و خشنود است. محبّتهاى عادى بشر نيز چنين است. انسان وقتى به كسى محبّت مىورزد، به اين دلخوش است كه رضايت محبوبش را نظارهگر باشد.
آرى از ويژگىهاى بارز بندگان خالص و محبوب خدا اين است كه پيوسته رضايت و جلب نظر الهى را مىطلبند و هرگاه احساس كنند ازرضايت و محبّت خدا به آنها كاسته شده، همواره در عذاب و دلتنگى به سر مىبرند و هرگز نمىتوانند آن را تحمل كنند و لذا در تكاپوى تحصيل رضايت خداوند گامهاى مثبت و ارزندهاى بر مىدارند، تا خويشتن را از اين حالت مهلك و رنجآور، رهايى بخشند.
راه تحصيل زهد و پرهيزگارى
«يا اَحْمَدُ اِنْ أَحْبَبْتَ اَنْ تَكُونَ اَوْرَعَ النّاسِ فَازْهَدْ فِىالدُّنْيا وأرْغَبْ فِى الاْخِرَةِ...»
در جمله مزبور حضرت بارى تعالى به حبيب خود مىفرمايد:
اگردوستدارىازپارساترين مردم باشىبهدنيابىرغبتباشوبهآخرتتمايلداشته باش.
زهد به معناى بىرغبتى است و يك حالت قلبى است نه عملى، چنانكه در قرآن كريم، درباره حضرت يوسف، آمده است:
«وَ شَرَوْهُ بِثَمَن بَخْس دَراهِمَ مَعْدُودَة و كانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِين»[١]
او را به بهايى اندك و به درهمى ناچيز فروختند و از خود زهد و بىرغبتى نسبت به او نشان دادند.
[١] يوسف/٢٠.