شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤ - خيرخواهى خدا براى انسان
حتى توفيق انجام عبادت نيز از جانب خداست، او گاهى ما را به چرت زدن مبتلا مىكند تا با خواندن دو ركعت نماز به خود نباليم.
«فَيُصَيِّرُهُ الْعُجْبُ اِلى الْفِتْنَةِ بِاَعْمالِهِ...»
و همان خودبينى او را فريفته اعمالش مىسازد.
«فَيَاْتيهِ مِنْ ذلِكَ ما فيهِ هَلاكُهُ لِعُجْبِهِ بِاَعْمالِهِ وَ رِضاهُ عَنْ نَفْسِهِ...»
و حالتى به او دست مىدهد كه موجب از بين رفتن دينش مىگردد، چون به اعمالش خشنود مىگردد و از خود راضى مىشود ...
«حَتّى يَظُنَّ اَنَّهُ قَدْ فاقَ الْعابِدينَ وَ جازَ في عِبادَتِهِ حَدَّالتَّقْصيرِ...»
تا آنجا كه گمان مىكند بر همه عابدان برترى دارد و در عبادت از حد تقصير و كوتاهى فراتر رفته است (در صورتى كه پيامبران نيز اعتراف به كوتاهى و تقصير در عبادت مىكنند).
«فَيَتَباعَدُ مِنّى عِنْدَ ذلِكَ وَ هُوَ يَظُنُّ اَنَّهُ يَتَقَرَّبُ اِلَىَّ...»
آن هنگام از من دور مىشود و خود مىپندارد به من نزديك مىگردد!
«فَلايَتَّكِلُ الْعامِلُونَ عَلى اَعْمالِهِمْ الَّتي يَعْمَلُونَها لِثَوابي...»
پس كسانى كه به جهت پاداش و ثواب، اعمالى انجام مىدهند، نبايد به آنها تكيه كنند.
نبايد به عبادت و سحر خيزى خود ببالند و به اعمال خود اميدوار باشند، زيرا اين عجب و غرور موجب هلاكت آنها مىگردد، بلكه همواره بايد به لطف و رحمت خداوند اميد داشته باشند.
«فَاِنَّهُمْ لَو اجْتَهَدُوا وَ اَتْعَبُوا اَنْفُسَهُمْ وَ أَفْنَوا اَعْمارَهُمْ في عِبادَتي كانُوا مُقَصِّرينَ غَيْرَ بالِغينَ في عِبادَتِهِمْ كُنْهَ عِبادَتي فيما يَطْلُبُونَ عِنْدي مِنْ كَرامَتي وَ النَّعيمِ في جَنّاتي وَ رَفيعِ دَرَجاتي الْعُلى في جِواري...»
زيرا آنها هر چه كوشش كنند و خود را به زحمت افكنند و عمر خود را در راه عبادت من سپرى سازند، باز مقصرند و با عبادت خود به حقيقت و ژرفاى پرستش من نمىرسند و شايستگى و صلاحيت دريافت كرامت و نعمتهاى بهشتى و درجات والايى كه در جوار من طلب مىكنند، نمىيابند.