شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٧ - اهميت به كارگيرى عقل؛ ياد خدا و دورى از غفلت
بالاخره در همه فعاليتها، انسان بايد يك همّ داشته باشد و آن طلب رضاى خداست.پس «اِجْعَلْ هَمَّكَ همَّاً واحِدا» يعنى تزلزل نداشته باش كه گاهى دنيا رابخواهى و گاهى آخرت را، گاهى خدا و گاهى خلق را؛ بلكه نهايت سعى و همتّت براى خدا باشد.
شركى كه باعث مىگردد انسان هم خدا را بخواهد و هم غير او را، هم در عمل اثر مىگذارد و هم در گفتار انسان، چرا كه انسان طالب دلخواه خود است و سخن او تابع شرايط و منافعش مىباشد، در واقع نان به نرخ روز مىخورد. به گونهاى سخن مىگويد كه مخاطبش را به خود جلب كند و يا او را فريب دهد ـ چنين افرادى دو زبان دارند اما كسى كه هدفش خداست و طالب رضاى اوست، زبانش نيز يكى است و يك جور سخن مىگويد؛ لذا خداوند مىگويد: «وَ اجْعَلْ لِسانَكَ لِساناً واحِدا»
توصيه ديگر خداوند به پيامبر اين است كه اگر ياد خدا در دلت نباشد، بدنت مرده است. حيات انسانى تو، به ياد خدا بستگى دارد و اگر به ياد خدا نباشى از حيات انسانى محروم خواهى بود و بدنت مرده است، گرچه داراى حيات حيوانى است. وقتى بدن انسان زنده مىماند كه لحظهاى از خدا غافل نگردد. سپس خداوند آفت اصلى غفلت را چنين ذكر مىكند كه اگر كسى غفلت ورزد «لا اُبالى بِأَىِّ واد هَلَك» باك ندارم كه در كدامين وادى هلاك شود، يعنى غفلت عامل اصلى هلاكت است. اگر كسى خدا را فراموش كند و از او روى برگرداند، ممكن است به هر نوع هلاكتى گرفتار شود. سنّت خدا در اين عالم بر اين است كه انسان مختار باشد و اين سخن خدا تهديدى است براى انسان كه متوجه باشد غفلت از خدا او را به انواع هلاكتها دچار مىكند، چنانكه خداوند مىفرمايد:
«وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَلَهُ قَرين»[١]
كسى كه از ياد خدا اعراض كند شيطان را بر او مىگماريم تا همنشين او گردد.
يعنى مقارنت شيطان در اثر غفلت از ياد خداست والا اگر انسان هميشه ذاكر باشد شيطان بر او مسلط نمىشود.
[١] زخرف/٣٦.