شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٢ - حكمت، معرفت و يقين ره آورد روزه
درست از غذا استفاده كند. متاسفانه ما برنامهاى براى تغذيه نداريم و بدين جهتبدن از غذايى كه به او مىرسد، درست استفاده نمىكند، در نتيجه هميشه با كمبود غذايى مواجهايم، چون بدن عادت نكرده است از غذايى كه تناول مىشود، درست استفاده كند.اين از جهت فايده روزه براى بدن. گرچه قوام روزه، از جهت معنوى، به نيت و قصد قربت است.
ممكن است در ابتدا اين مطلب را كه روزه منشاء حكمت مىگردد، از باب تعبد بپذيريم، ولى با دقت به يك رابطه على و معلولى بين آن دو پى مىبريم؛ زيرا كم خوردن موجب مىگردد، انسان بر درك حقايق قدرت يابد كه اين همان حكمت است. انسان پرخور همواره به لذتهاى مادى توجه دارد و انگيزه او از خوردن، لذتى است كه از آن مىبرد و اين حيوانىترين حالات انسان است. بديهى است كسى كه پيوسته به فكر لذت بردن از خوردنىهاست، از لذتهاى عقلانى و روحى و لطيف محروم مىگردد؛ چون وقتى توجه او به چيزى معطوف شد، از چيزهاى ديگر قطع مىگردد. وقتى انسان به دنبال لذتى است كه از خوردنىها مىبرد، از لذت تفكر و درك حقايق علمى باز مىماند و به دنبال آن نمىرود و نيز سراغ لذتى كه از عبادت حاصل مىشود نمىرود، چرا كه مزه عبادت را نچشيده و همواره مزه خوردنىها در كام اوست.
روزه علاوه بر اينكه موجب تقويت اراده و جلوگيرى از هدر رفتن نيروها و فرو رفتن در ماديات مىشود، موجب مىگردد، انسان پيوسته به ياد خدا باشد؛ چون روزهدار براى خدا از خوردن و آشاميدن دست مىكشد و اين خود باعث مىگردد، در طول روز، توجه قلبى به خدا داشته باشد.
افزون بر آنچه ذكر گرديد، وقتى انسان زياد غذا مىخورد، سنگين مىشود و قدرت تفكر و تمركز فكر، از او سلب مىگردد؛ زيرا انرژى بدن صرف هضم غذا گشته است و تا مدتى انسان از فعاليّتهاى فكرى باز مىماند. از نظر بهداشتى نيز توصيه شده كه انسان بلافاصله بعداز غذا خوردن به كار فكرى قوى نپردازد، چون براى هضم غذا خون در اطراف معدهجمع مىگردد و در هنگام فكر كردن نيز، براى فعال شدن ذهن، خون در اطراف مغزجمع مىشود و اين دو با هم سازگارى ندارند. پس اين ضرر ديگر پرخورى است كه شخص را