شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٠ - سكوت، آبادكننده دل اولياى خدا
انسان بيشتر باشد، از بعد انسانى بيشتر رشد كرده است و هر قدر به غفلت مبتلا گردد، از انسانيت دور مىشود. انسانهايى كه زياد حرف مىزنند، درك و آگاهى و شعورشان كم است، لذا وقت خود را به امور بىفايده مىگذرانند، گاهى چند ساعت حرف مىزنند، ولى توجه ندارند چه مىگويند، در مقابل كسانى كه شعور و آگاهىشان بيشتر است، خود را كنترل مىكنند و سنجيده سخن مىگويند.
يكى از آقايان از علاّمه طباطبايى(رضي الله عنه) پرسيد: چه كنم تا در نماز حضور قلب داشتهباشم؟ ايشان فرمودند: اگر مىخواهى در نماز حضور قلب داشته باشى، كم حرف بزن.توضيح روانشناختى اين مطلب اين است كه وقتى انسان زياد حرف مىزند، ذهنشبه امور گوناگون مشغول مىگردد و در نتيجه پراكنده نگرى، قدرت تمركز از اوگرفته مىشود، لذا در نماز نيز نمىتواند حواسش را جمع كند و فكرش پراكنده مىگردد.اما وقتى عادت كرد جلوى زبانش را بگيرد و هر حرفى را نزند، قدرت بر تمركز پيدامىكند.
پس بر اساس اين روايت آبادترين انجمنها دل مؤمنى است كه كم حرف مىزند و دل خود را به ياد و توجه خدا آباد مىسازد و در مقابل ويرانترين انجمنها دل انسانهاى پر حرف و ياوه گوست. هيچ گاه دل آنان آباد نمىگردد، چون با پراكنده گويى و پراكندهنگرى بنيان دل را بر ويرانى مىنهند، سخنان آنان نه نفعى براى دنيايشان دارد و نه براى آخرتشان و به ديگران نيز نفع نمىرساند.
در ادامه حديث معراج خداوند مىفرمايد:
«يا اَحْمَدُ؛ اِنَّ الْعِبادَةَ عَشْرَةُ اَجْزاء، تِسْعَةٌ مِنْها طَلَبُ الْحَلالِ. فَاِنْ طَيَّبْتَ مَطْعَمَكَ و مَشْرَبَكَ فَاَنْتَ فى حِفْظى وَ كَنَفى»
اى محمد؛ عبادت ده جزء دارد كه نُه جزء آن طلب مال حلال است. پس اگر خوردنى و آشاميدنى خود را پاك و پاكيزه نمايى، همواره تحت حفاظت و در كنف عنايت من خواهى بود.
براى عبادت و بندگى خدا، بايد روزى انسان حلال باشد، اگر روزى كه قوام زندگى به آن