شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٣ - اولياى خدا و محو گشتن در جمال ربوبى
وقتى در برابر من به عبادت مىايستند، چونان سدى آهنين خسته نمىشوند و هيچ چيز آنها را از جاى خود تكان نمىدهد.اين افراد ممكن است از لحاظ نيروى بدنى و نيز در انجام كارهاى دنيوى ضعيف باشند و از بدنى لاغر برخوردار باشند، اما همين بدنهاى نحيف و لاغر، هنگامى كه در مقام اطاعت خدا و عبادت او بر مىآيند، آنچنان قوت و نشاط مىيابند كه قابل توصيف نيست و هيچ توانمندى به پاى آنان نمىرسد.ما وقتى به نماز مىايستيم، اگر كمى نماز طول بكشد ويا اگر امام جماعت كُند نماز بخواند، خسته مىشويم و مرتب اين پا و آن پا مىكنيم، با اينكه در بحبوحه جوانى بسر مىبريم و داراى نشاط و نيرو هستيم. چه بسا امام جماعت، با سنى نزديك به هشتاد، نود سال براى عبادت بيش از ما قدرت داشته باشد. او در سن كهولت و پيرى از ارتباط با خدا خسته نمىشود، اما ما جوانهاى نيرومند با خواندن دو ركعت نماز خستهمىشويم! پس ارتباطى بين نيروى بدنى و طاقت بر عبادت وجود ندارد، بلكه عشق و علاقه روحى است كهانسان رابراى عبادت و بندگى خدا توانمند مىكند.علاقه و تمرين دو عامل اساسى براى پيشرفت انسان در دستيابى به هدف است؛ حتى اگر آن هدف در ظاهر دست نايافتنى باشد. كارهاى خارقالعادهاى كه برخى افراد انجام مىدهند، مثل حركتهاى «آكروباتيك» و «ژيمناستيك»، براى انسان شگفت آور است و انجام آنها براى ما باور كردنى نيست، ولى برخى با علاقه و تمرين و ممارست توانستهاند به چنين كارهايى دست زنند، چرا كه اگر انسان با علاقه وارد هر رشتهاى شود، متوقف نمىگردد و پيشرفت مىكند. اگر واقعا بخواهيم در صدد عبادت و پرستش خداوند برآييم و در اين راه مقاومت كنيم موفق مىگرديم؛ عمده اين است كه دل بخواهد و كشش و جاذبه و عشق در انسان وجود داشته باشد.از آنجا كه نقل داستان اولياى خدا آموزنده است، به نقل داستان يكى از اولياى خدا مىپردازيم. مرحوم حاج شيخ حسنعلى اصفهانى صاحب كرامتهاى زيادى بود. ايشان در مشهد بسر مىبرد و بسيارى از اوقات به پشت بام حرم مطهر رفته، در كنار گنبد و محاذى قبر