شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٨ - تفاوت بارز اهل آخرت با دنياپرستان
«فَقالَ رَسُولُاللّهِ لاَِصْحابِهِ: هذا عَبْدٌ نَوَّرَ اللّهُ قَلْبَهُ بِالاْيمانِ، ثُمَّ قالَ لَهُ: اِلْزَمْ ما اَنْتَ عَلَيْه»
رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) به اصحاب خود فرمود: اين جوان بندهاى است كه خدا دلش را به نور ايمان روشن ساخته، سپس به او فرمود: بر اين حال كه دارى ثابت باش.
«فَقالَ الشّابُّ: اُدْعُ اللّهَ لى يا رَسُولَ اللّهِ اَنْ اُرْزَقَ الشَّهادَةَ مَعَكَ فَدَعا لَهُ رَسُولُ اللّهِ، فَلَمْيَلْبَثْ اَنْ خَرَجَ فى بَعْضِ غَزَواتِ النَّبىِّ فَاْسْتُشْهِدَ بَعْدَ تِسْعَةِ نَفَر وَ كانَ هُوَ الْعاشِر».[١]
جوان گفت: اى رسول اللّه، از خدا بخواه شهادت در ركابت را روزيم سازد. رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) براى او دعا كرد. مدتى نگذشت كه در جنگى همراه پيامبر شركت كرد و شهيد شد.
اينكه آن جوان به پيامبر گفت: «گويا بهشت و اهل آنرا مىبينم ...» به اين مىماند كه شما در اتاق نشستهايد و داخل حياط را نمىبينيد؛ ولى از آنجا كه به وجود حياط و باغچه يقين داريد، گويا حياط و باغچه را مشاهده مىكنيد. اهل آخرت گرچه به وضوح بهشت را نمىبينند، ولى براساس يقينى كه به آن دارند، گويى آنرا مشاهده مىكنند؛ مثل اينكه پردهاى فاصله شده باشد و از آثار پى به آنچه پشت پرده است مىبرند.
اما مرحله بالاتر از اين، مربوط به كسانى است كه روحشان از افق دنيا و زمان فراتر رفته است و واقعاً بهشت را مىبينند، نه اينكه چيزى شبيه او را مشاهده كنند. البته حقيقت اين امر بر ما روشن نيست، ولى مىدانيم كسانى كه به اين مرحله رسيدهاند، بر دنيا و آخرت اشراف دارند و آن دو را يكسان مىبينند.
***
[١] اصول كافى (با ترجمه)، ج ٣ ص ٨٩. شبيه همين روايت، در بحارالانوار، ج ٢٢ ص ١٤٦، درباره حارثبنمالك از امام صادق(عليه السلام) روايت شده است.