شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٢ - هم نشينى با فقيران
«كَلاَّ اِنَّ الاِْنْسانَ لَيَطْغى. اَنْ رّاهُ اسْتَغْنى»[١]
هر آينه انسان به كفر و طغيان مىگرايد، وقتى كه به غنا و دارايى مىرسد.
كسى كه ثروتش فراوان است، ممكن است به آن متكى گردد و به خود ببالد؛ ولى فقير ثروتى ندارد كه به جهت آن تكبر كند. و بالاترين فسادها و ريشه كفر و عناد و شرك، كبر و خود بزرگبينى است كه ثروتمند مبتلاى به آن است. از آنجا كه اغنيا و ثروتمندان بيشتر به فساد و انحراف اخلاقى، بخصوص كبر و غرور، مبتلا مىگردند، خداوند در ذيل آيه ٢٣ از سوره الحديد، فرمود: «وَ اللّهُ لايُحِبُّ كُلَّ مُخْتال فَخُور» خداوند دوستدار هيچ متكبر خودستايى نيست.
از آنجا كه خداوند آدمهاى افتاده و متواضع را دوست مىدارد و اكثر اغنيا به كبر و خودپسندى مبتلايند، مىتوان گفت اكثر انسانهاى خوب و شايسته در بين فقرا هستند، لذا خداوند فرمود فقرا را دوست بدار، جز كسانى كه به كفر و عصيان و لجاجت مبتلايند و اگر مىفرمود: اغنيا را دوست بداريد جز بَدان آنها را، تخصيص اكثر لازم مىآمد؛ چون اكثر آنها بدند و به صفات ناشايست مبتلايند. از طرف ديگر گرچه ممكن است غنى مؤمن و شايسته باشد، ولى محبت ما به او، فقط براى خدا و به جهت صفات شايسته او نيست و جهات ديگر نيز در دوستى و محبت دخالت دارد. پس محبت تنها براى خدا نيست، لااقل در معرض اين است كه به جهات ديگر نيز آلوده گردد، چرا كه ثروتمندان جاذبههاى ديگرى نيز دارند كه در زمره جاذبههاى مادى و دنيايى است.
انسان به حسب طبيعت و ديدگاه پست و ابتدايىاش، مال و ثروت را يك ارزش مىداند و طبيعى است وقتى با ثروتمندى روبرو مىشود، به جهت مالش به او ارج مىنهد و او را بزرگ مىشمارد، چون در ژرفاى نهانش ثروت را دوست دارد و او را مهم و با ارزش مىشمارد. پس به طور طبيعى براى او عظمت و شخصيت قائل است و در برابرش خضوع مىكند و خود را خوار مىشمارد.
انسان بايد خيلى حسابگر و خود ساخته باشد كه اگر به مؤمن ثروتمندى برخورد، حساب
[١] علق / ٧ـ٦.