حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٨٩ - میزان استفاده از احادیث اهلسنت در کتاب «من لایحضره الفقیه»
خویش احادیثی را نقل میکند که راویان آن افرادی مانند عثمان بن عفّان و یا حتی ابوهریره هستند.[٢٥٤]
با توجه به مطالب بیانشده این سؤال پیش میآید که: آیا شیخ در خصوص کتاب من لایحضره الفقیه ـ که کتابی فقهی و به تصریح خود ایشان در مقدمة کتاب، برای «عمل» نگاشته شده است و نه «روایت»[٢٥٥] و به عبارت دیگر، کتاب فقه روایی است نه کتاب روایی صرف ـ نیز همین روش را در پیش گرفته است یا خیر؟
آنچه مسلّم است این است که ایشان در این کتاب از هیچ یک از مشایخ حدیثی اهلسنت با صراحت نام نمیبرد، بهجز چند مورد انگشتشمار؛ مانند این مورد:
مَا رَوَاهُ فِرَاسٌ عَنِ الشَّعْبِيِّ عَنِ ابْنِعَبَّاسٍ أَنَّهُ قَالَ كَتَبَ إِلَيَّ عَلِيُّ بْنُ أَبِيطَالِبٍ ٧ فِي سِتَّةِ إِخْوَةٍ وَ جَدٍّ أَنِ اجْعَلْهُ كَأَحَدِهِمْ وَ امْحُ كِتَابِي.[٢٥٦]
البته اینگونه موارد نیز اغلب در تأیید فقه شیعه بیان شدهاند؛ مانند همین روایت که در باب ارث است. با این حال، ایشان در موارد فراوانی احادیثی را به طور مرسل از رسولخدا ٩ نقل کرده و سند خود را بیان نکرده است. حال این سؤال پیش میآید که: آیا ممکن است احادیثی که در این کتاب به طور مرسل از رسولخدا ٩ نقل شده ـ
[٢٤٩]. برای نمونه: ١) «حدثنا الحاكم عبد الحميد بن عبد الرحمن بن الحسين قال حدثنا أبويزيد بن محبوب المزني قال حدثنا الحسين بن عيسى البسطامي قال حدثنا عبدالصمد بن عبد الوارث قال حدثنا شعبة عن خالد الحذاء عن أبیبشر العنبري عن حمران عن عثمان بن عفان قال قال رسولالله ٦: من مات و هو يعلم أن الله حق دخل الجنة.» التوحيد، ص ٢٩، ح ٣٠؛ همین روایت را صاحب کنزالعمال به طور مرسل از عثمان نقل کرده: «من مات و هو يعلم أن الله حق دخل الجنة.» {ع عن عثمان بن عفان}(كنز العمال، ج ١، ص ٨٣، ح ٣٤٧). ٢) «أخبرني الخليل بن أحمد السجزي قال أخبرنا ابنصاعد قال حدثنا إسحاق بن شاهين قال حدثنا خالد بن عبد الله قال حدثنا يوسف بن موسى قال حدثنا جرير عن سهيل عن صفوان عن أبي يزيد عن القعقاع بن اللجلاج عن أبيهريرة عن رسولالله قال لا يجتمع الشح و الإيمان في قلب عبد أبدا». الخصال، ج١، ص٧٥. باب خصلتان لا يجتمعان في قلب عبد، ح ١١٨. و در صحیح ابن حبّان آمده: «أخبرنا جعفر بن أحمد بن سنان القطان بواسط حدثنا عبد الحميد بن بيان السكري حدثنا خالد بن عبدالله عن سهيل بن أبيصالح عن صفوان بن أبييزيد عن القعقاع بن اللجلاج عن أبيهريرة قال قال رسولالله ٦ لا يجتمع غبار في سبيل الله و دخان جهنم في جوف عبد ولا يجتمع الشح والإيمان في قلب عبد أبدا». صحيح ابنحبان، ج ٨، ص ٤٣. و احادیثی از این دست در کتب شیخ صدوق فراوان است که جای شمارش آنها نیست و شاید این روش شیخ بیانگر نگاه تقریب مذاهبی ایشان باشد؛ خصوصاً با توجه به اینکه بسیاری از احادیثی که ایشان به این شکل روایت می کند ـ مانند دو روایت بالا ـ دالّ بر تأیید شیعه نیست تا گفته شود آوردن این گونه احادیث از جانب مشایخ روایی اهلسنت از باب جدال با آنها بوده است.
[٢٥٠]. وَ لَمْ أَقْصِدْ فِيهِ قَصْدَ الْمُصَنِّفِينَ فِي إِيرَادِ جَمِيعِ مَا رَوَوْهُ بَلْ قَصَدْتُ إِلَى إِيرَادِ مَا أُفْتِي بِهِ وَ أَحْكُمُ بِصِحَّتِهِ وَ أَعْتَقِدُ فِيهِ أَنَّهُ حُجَّةٌ فِيمَا بَيْنِي وَ بَيْنَ رَبِّي تَقَدَّسَ ذِكْرُهُ وَ تَعَالَتْ قُدْرَتُهُ؛ من لا يحضره الفقيه، ج١، ص٢.
[٢٥١]. منلايحضرهالفقيه، ج ٤، ص ٢٨٧.