عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٧٧
تكامل انسان در نظام آفرينش، اجتنابناپذير است؛ اگرچه با اندكى رنج و شدايد همراهند. پس بايد از قضاوت عجولانه پرهيز كرد و نبايد حقايق نسبى را با حقايق مطلق اشتباه گرفت.
ديد ما درباره سود و زيان اين حوادث، با مسامحه قرين است. معمولًا ما چيزى را كه برايمان سود دارد خوب و آنچه را كه زيان دارد، بد مىدانيم؛ در صورتى كه اگر بخواهيم درباره يك حادثه درست قضاوت كنيم، بايد تمام آثار حادثه را در تمام طول تاريخ نسبت به تمام مكانها و موجودات بسنجيم.
اگر زيان حادثهاى در مجموعه جهان هستى (درتمام زمانها و مكانها) بيشتر از منافع آن است، آنگاه مىتوانيم آن را بلا و زيانبخش بدانيم. فايده اين سنجش آن است كه چه بسا يك پديده و رويداد از يك بعد بى فايده و زيانبار جلوه كند، اما با در نظر گرفتن ابعاد ديگر- در گذشته يا آينده- سودمند و مفيد باشد. قرآن كريم به همين واقعيت اشاره كرده، مىفرمايد:
فَعَسى ان تَكرهوا شيئاً وَ يَجْعَلَاللّهُ فيهِ خيراً كثيراً. (نساء: ١٩)
پس چه بسا چيزى را خوش نمىداريد و خدا در آن مصلحت فراوان قرار مىدهد.
اينك براى نمونه دو مثال مىآوريم:
مثال اول: نسيم خنكى را در نظر بگيريد كه از كرانه اقيانوس وزيده، خود را از سواحل دريا مىگذراند و به بيابانهاى گرم و سوزان مىرساند. اين نسيم كه رفته رفته به باد تبديل مىشود، براى مردم مناطق گرم، بسيار مفيد و سودمند است. همراه خود رطوبت مناسب دارد، ابرها را جابه جا مىكند و باعث بارانهاى پرطراوات مىشود؛ اما همين باد شادى آفرين كه روزى نسيم بوده، در روز ديگر، بر اثر فعل و انفعالات طبيعى سرعت مىگيرد و به يك طوفان بدل مىشود. چه بسا اين طوفان در منطقهاى ديگر باعث خسارات و زيانهايى بشود؛ اما ناسپاسى است اگر به طور مطلق اين طوفان را بلا بناميم. طوفان شايد براى عدهاى ناگوار است، اما خير كثير در آن است و بسيارى از مناطق ديگر با مردمان ديگر را از خير خود بهرهمند مىكند.
مثال دوم: زلزلهاى را در نظر بگيريد كه شايد جان برخى انسانها را گرفته، خسارتهايى به بار بياورد. دانشمندان معتقدند علت اصلى وقوع زلزله حرارت و بخارهاى درون زمين و يا جاذبه ماه است كه پوسته خشك و جامد زمين را به سوى خود مىكشد و باعث جابه جايى آن مىشود. با تعمق در هريك از اين علتها، درمى يابيم كه زلزله امرى طبيعى است و خارج از نظام حكيمانه جهان نيست.