عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٦٠
زندگى برخوردارند. حال سوالى كه در اين خصوص مطرح مىشود آنكه چرا در بين موجودات تبعيض وجود دارد؟
اگر دستم رسد بر چرخ گردون از او پرسم كه اين چين است و آن چون يكى را مىدهى صد ناز و نعمت يكى را نان جو آلوده در خون «١» ارتباط اين مسئله با عدل الهى از آن جهت است كه تصور مىشود، خداوند با منع فيض كامل- علم، قدرت، قوت، ثروت- از برخى موجودات نيازمند و بخشيدن آنها به برخى ديگر از موجودات، ظلم كرده است. اگر خداوند واقعاً عادل و حكيم است و بر اساس اين دو صفت خود خلق مىكند، نبايد تبعيضى در جهان ديده شود.
پاسخ به شبهه دو نوع پاسخ براى شبهه تبعيضها مطرح است:
الف. پاسخ اجمالى: محور اين پاسخ بر اين اساس است كه از كمال علت، به كمال معلول پى مىبريم. توضيح آنكه ما خدا را با صفات كمال همچون عليم، حكيم، غنى، عادل و غيره مىشناسيم.
موجودى كه چنين صفات كمالى دارد، آنچه انجام مىدهد، مبتنى بر مصلحت است. پس محال است از چنين موجودى ظلم سربزند. از اين رو، در پاسخ به شبهه تبعيضها بايد بگوييم كه در واقع تبعيضى وجود ندارد؛ آنچه هست مصحلت است، اگرچه ما نتوانيم مصلحتها را درك كنيم. ما از روى تعبد به حكمت و عدل خداوند ايمان داريم و مىدانيم كه پروردگار هستى، هيچ موجود مستعدى را محروم نمىسازد و هر موجودى به قدر استعداد و گنجايش خود، از رحمت خدا بهره مند مىگردد.
ب. پاسخ تفصيلى: آنچه عدل الهى را دچار اشكال مىكند، تبعيض است؛ حال آنكه آنچه در خلقت وجود دارد، تفاوت است نه تبعيض.
تبعيض آن است كه در شرايط مساوى و استحقاقهاى همسان، بين مخلوقات فرق گذاشته شود؛ اما تفاوت آن است كه براى استحقاقهاى متفاوت، فرق گذاشته شود. به عبارت ديگر، تبعيض فرقى است از ناحيه دهنده نعمت كه كارى ناپسند است؛ اما تفاوت فرقى است مربوط به گيرنده نعمت كه امرى عادى است و اشكالى ندارد. وجود تفاوت در عالم، چون مربوط به استحقاق و استعداد گيرنده نعمت است، اشكالى ندارد، بلكه لازمه نظام احسن است.