روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٨٦٨ - روزشمار جنگ یکشنبه ٢٨ آذر ١٣٦١ ٣ ربیع الاول ١٤٠٣ ١٩ دسامبر ١٩٨٢
این مسائل نبود. این اسلام است که جوان را، جوان ها را از کنار دریا و از آن بازی که برایشان درست کرده بودند، از آن چاه هایی که برایشان کنده بودند، نجات داد و به سعادت رساند و مقابل همه قدرت های دنیا ایستاد و خم به ابرو نیاورد. این فرهنگ این کار را کرد.
از دانشگاه اسلامی، ان شاءالله بعد از چند سال خواهید دید که نتیجه چه خواهد شد. دولت ها از دانشگاه تشکیل می شود، مجلس ها از دانشگاه تشکیل می شود، دانشگاه در ارتش دخالت دارد، دست دارد، فرهنگ در ارتش تأثیر دارد، فرهنگ در کوچه و بازار و مردم تأثیر دارد. آن روز روزنامه ها را می دیدی، روزنامه هایی بود که همه برخلاف مصالح خود کشور ما [بود] و چون اسلام را می دیدند که اگر باشد نمی شود که این اسلام را جلویش را گرفت. برخلاف اسلام بودند. در زمان رضاخان، خوب شد که شما آن وقت نبودید، خون دلی خوردند اشخاصی که در آنجا بودند، در آن وقت بودند. آقا، در روزنامه یا در مجله ای که آن وقت منتشر شد، به صراحت به رسول اکرم(ص) جسارت کرد، یک نفر جواب نداد. به صراحت، شعرای آن وقت، نویسنده های آن وقت، روشنفکران آن وقت، همه اینها دست به هم داده بودند که اسلام را بکوبند. البته استثنا داشت، اما آنها در اقلیت بودند، نمی توانستند چیزی بگویند. مجلات آن روز خدا می داند که آن مجلات با این جوان ها چه کرده است. سینماهای آن روز، تئاترهای آن روز، هنرهای آن روز، اینها همه دست به هم داده بودند که اسلام را از اینجا بیرون کنند و امریکا را وارد کنند. این خدا به ما تفضل کرد، ترحم کرد و این تحول حاصل شد و تا این مطلب هست، این تحول هست و باقی هست، شما از هیچ چیز نترسید. کسی که از خدا می ترسد از کس دیگری نباید بترسد. بین شما و آنها، همین بود که شما برای خدا، فی سبیل الله دارید جهاد می کنید. آن وقت، اصل صحبت از خدایی در کار نبود "اعلی حضرت فرمودند، چه فرمان یزدان چه فرمان شاه" این منطق اینها بود. اینکه روحانیون فریاد می زنند به اینکه اسلام را باید تقویت کرد در یک کشوری، باید ایمان مردم را تقویت کرد، اینها برای همین است که دیدند که کجاهایی که ایمان هست، جاهایی که ایمان هست چی هست و جاهایی که ایمان نیست چی هست. حالا شما خودتان لمس کردید این را. همین جوان هایی که الان هستند، نظیر آنها سابق هم بودند. سابق این طور نبود که ما جوان نداشته باشیم. به همین مقدار یک خرده کمتر البته - چون جمعیت زیاد شده - جوان آن وقت بود و همین مقدار اشخاص بودند. مردم بودند، جمعیت همین طور بود، اما چی بود؟ خیابانش را وقتی می گشتیم همه فساد، این فرهنگ اجنبی است. در خیابان ها کسی وارد می شد، می دید سر تا ته خیابان ها یا مشروب فروشی است یا بساط زدن و چه کردن است یا زن های لخت در بین مردم راه افتادن است. بازارش را می دیدی همین بود، همین مسائل بود. توی مدارسش می رفتی، توی مدارس دانشگاهی همین مسائل بود. در دیوارهای دانشگاه بدگویی بود به اسلام و به قرآن کریم، حتی بعد از انقلاب، آن وقتی که دانشگاه در قبضه منافقین و امثال منافقین بود، در دیوار دانشگاه به اسلام جسارت می کردند. وقتی که ما دستمان را دراز کردیم که هرچه امریکا می دهد بخوریم و هرچه هم خط