روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٨٦٩ - روزشمار جنگ یکشنبه ٢٨ آذر ١٣٦١ ٣ ربیع الاول ١٤٠٣ ١٩ دسامبر ١٩٨٢
می دهد عمل بکنیم و خودمان گوش و چشمان را ببندیم نبینیم، وقتی این طور می شود، آن حال می شود که دیدیم و دیدید. و این خداست که ما را از این لجنزار و از این چاه هلاکت بیرون آورد و به مقام انسانیت شماها را رساند. مقامی که باری خدا، برای پیشبرد اهداف اسلام شما جنگ می کنید. نظیر مجاهدین این زمان، نظیر این جوان های این زمان، از اول تاریخ تا حالا نبوده است. اگر آنها بوده اند، اما کم بودند. زمان رسول الله - صلی الله علیه واله وسلم - تا می آمد به زمان ائمه ما - علیهم السلام - آن زمان رشد اسلام بود، پیغمبر چقدر خون دل از این مردم همان بلاد خودشان می خورد، امیرالمؤمنین چقدر شکایت کرده است، قرآن چقدر شکایت کرده است، شکایت از همان مسلمان ها، امیرالمؤمنین از همان مسلمان ها و از همین کسانی که در اطرافش بودند شکایت می کردند، منبر می رفت آرزوی مرگ می کرد. امیرالمؤمنین وقتی هم که شمشیر را خورد از آن منافق، "فزت و رب الکعبه" فرمود، برای اینکه راحت شد از این گرفتاری که به دست مردم دارد. می خواستند یک ارتشی را، یک لشکری را به آن طوری که سابق بود، برای دفاع از اسلام راه بیندازند، چقدر خون دل می خوردند، چقدر زحمت می کشیدند، نمی آمدند. امروز داوطلب شما دارید می روید، داوطلب طرف شهادت می روید، طرف مرگ می روید. امروز شما بسیج و پاسداران و کمیته ها و ارتش و قوای نظامی و انتظامی و عشایر و آنها یک جور دیگری بودند، حالا یک جور دیگری شده اند. همه شما امید اسلام هستید، اسلام به وجود شما افتخار می کند، بگذار هرچه می خواهند در خارج بگویند، در خارج بگویند که مردم دیگر برگشته اند دیگر مردم رها کرده اند، انتخابات می شود اولش می گویند که - همین انتخاب اخیر - اولش در خارج می گفتند که مردم شرکت نمی کنند، مردم شرکت نکردند. می ترساندند که اگر شرکت کنید چه می شود. بعد که دیدند شرکت می کنند، حالا می گویند دروغ است. هرچه می شنوند از این چیزها، یکی شان به دیگری می گوید دروغ است. اینها می خواهند تحلیل ما را، ما را از تحلیلمان اغفال کنند. این طور بود. می گویند بابا، مردم آنجا در صحنه هستند؟ می گویند نخیر، هیچ در صحنه نیستند. دانشگاه ها باز می شود و می گویند مردم نخیر، نمی روند. انتخابات شد، نخیر انتخابات نبود، این انتصابات بود، دولت مردم را با زور برد. بابا، مردم در دانشگاه اجتماع می کنند برای نماز. نخیر، به اینها پول می دهند. همه را می گویند دروغ است. برای اینکه نبادا ...[١] می گویند این دروغ است که می خواهند ما شک در تحلیلمان بکنیم. وضع این جور شده برای آنها. گر اینها یک آدم هایی بودند، [این طور نمی کردند.] واقعاً انسان تأسف می خورد به بعضی اشخاص که می توانستند آدم باشند، می توانستند مفید باشند، می توانستند برای خودشان مفید باشند، می توانستند برای کشور مفید باشند، همچو جهالت کردند، نفهمی کردند با همه، اصلاً نشناخته بودند اسلام چه هست. قدرت اسلام را نمی دانستند چیست، هی دم از ملیت زدند و هی دم از چی زدند. اسلام اینها را این طور از خود بی خود کرده و عاشق کرده است. اینها نشناختند؛ ملت را نشناختند؛ ایمان ملت را نشناختند. به خیال
[١] سه نقطه از منبع است.