روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٧٩ - روزشمار جنگ یکشنبه ٩ آبان ١٣٦١ ١٣ محرم ١٤٠٣ ٣١ اکتبر ١٩٨٢
ما از زمرة کسانی نیستیم که به دروغ، اشک می ریزند، بعضی از رژیم های عرب برای ما می گریستند، اما خواهان مرگ ما بودند. می خواستند در تشییع جنازة این انقلاب شرکت کنند، اما با پایداری قهرمانان فلسطینی و لبنانی و توده های عرب در لبنان، جنازة خود این رژیم های عرب تشییع شد نه ما. این قهرمانی ها، همة کسانی را که کوشیده و می کوشند امت عربی را فریب دهند، در همه جا عریان و رسوا کرد. تلاش کردند پیروزی این امت را از او بربایند و این ملت را از لحظات سعادتی که در روزهای پایداری داشت، محروم کنند. از ملت ما می خواهند که با گریه و نوحه سرایی زندگی کند، انگار چنین مقدر است که این ملت همیشه بگرید و ناله کند و پیروزی هایش را فراموش کند. ما در همة این تهاجمات بزرگ تریم. این درست است که آنچه رخ داد، هولناک بود، اما تا ما زنده هستیم و این شرف برای انقلاب کافی است، می دانیم چگونه انتقام تک تک کودکان خردسال و شیرخواره را بگیریم؛ انتقامی که باید در چارچوب نظم و سازماندهی شده باشد، به گونه ای که در این دنیا کسی نداند چگونه و با چه شیوه ای انتقام خواهیم گرفت.
همه می دانستند توطئه ای علیه لبنان و ملت لبنان سازماندهی شده است و همان طورکه گفتم، متأسفانه بخشی از مشروعیت لبنان از همه چیز این تهاجم آگاهی داشت. اطلاعات را در اختیارشان گذاشتیم. نه اینکه باورشان نمی شد، بلکه نمی خواستند باور کنند، زیرا اگر باور می کردند، دراین صورت ملزم به انجام تعهداتی می شدند که به این انقلاب داشتند، ولی آنها نمی خواستند به تعهدات خود عمل کنند. به ما می گفتند مزخرف می گویید، ممکن نیست (اسرائیلی ها) تا بیروت پیش بیایند. حال اگر این ادعاها را می پذیرفتیم و اطلاعات خودمان را باور نمی کردیم، دشمن همان هفتة اول وارد بیروت شده بود و حجم کشتارها نه تنها در بیروت، بلکه در همة اردوگاه ها، چند برابر هولناک تر و فجیع تر از آنچه رخ داد، می شد، اما فقط یک حاکم عرب حرف ما را باور کرد و گفت: سلاح های لازم را در اختیارتان خواهم گذاشت. این حاکم، معمر قذافی بود که به ما گفت برای شما اژدرهایی خواهم فرستاد که برد آن ٧٠ کیلومتر است؛ موشک های "فروغ" را خواهم فرستاد که هرکدام از آنها ٧٠ کیلومتر برد دارد؛ موشک های ٥/١٦ میلی متری "لونا" که ٦٠ کیلومتر برد دارند، برایتان خواهم فرستاد. اژدرهایی خواهم فرستاد که هرکدام دارای یک تن مواد منفجره است؛ بهترین نوع آر.پی.جی ها را خواهم فرستاد که هرکدام از آنها به جای یکی، دارای چهار دهانه است که با حرارت هدایت می شوند و تا ٣ الی ٤ کیلومتر برد دارند؛ ضد هوایی هایی خواهم فرستاد که به شیوة موشک اندازها عمل می کنند و ١٢ کیلومتر برد دارند؛ یعنی هیچ هواپیمایی قادر به پرواز در آسمان بیروت نخواهد بود... او وعده کرد که همة این سلاح ها در ماه مارس به دست ما خواهد رسید، ولی حتی یک قطعه از این سلاح ها به دست ما نرسید، درحالی که قرار بود آنها را در ماه مارس، یعنی بیشتر از ٣ ماه قبل از تجاوز دریافت کنیم. مصیبت اینجاست که هرگاه پای صحبت هر حاکم عرب می نشینی، به تو می گوید: