روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢٦٢ - روزشمار جنگ پنجشنبه ١٣ آبان ١٣٦١ ١٧ محرم ١٤٠٣ ٤ نوامبر ١٩٨٢
بکنند، مردم را بیدار بکنند. قلم تنها فایده ندارد، گفتن تنها فایده ندارد، اعتماد به دولت ها فایده ندارد، خود مردم و خود نویسندگان و گویندگان باید مردم را بیدار کنند و قلمی فایده دارد که بیدارگر توده های مردم باشد و اگر چنانچه حال دنیا به همین وضع باشد، ازقبیل اسرائیل و صدام بازهم ممکن است باشد و اگر این از بین رفت و او از بین رفت، یکی دیگر مثل اینها را بتراشند.
شما ببینید که صدام چه کار ناشایسته ای کرد که امروز در دام افتاده است و نمی داند چه کند. مَثَل صدام، مَثَل آن کسی بود که ادعای پهلوانی می کرد و هروقت که می رفت بیرون، یک کسی پیدا می شد او را کتک می زد یا زمین می زد، برمی گشت مادرش را کتک می زد. صدام در هر جبهه ای که سیلی خورده است و در هر جبهه ای که شکست خورده است، دنبال آن، یک دسته از این عراقی های بی چاره ای [را] که در تحت ظلم او هستند و دست و پا می زنند، از آنجا بیرون کرده است یا به حبس کرده است و با سلاح های دورزن، خودش این افراد محروم جامعه را، این شهرهای عربی نشینی که محروم هستند، اینها را هدف قرار می دهد یا شهرهای دیگر ایران را. این همان مسئله است. هروقت شکست می خورد، یک همچو قضیه ای هست. الآن هم که شکست فاحش را خورده است، منتظر باشید که باز اگر - خدای نخواسته - بتواند، او در شهرهای مرزی یک جنایتی بکند و دوستان و منافقین هم در داخل. و این برای این است که اذهان را از آن شکست بلکه بتواند منصرف کند. درعین حالی که درهمین "عملیات محرّم"، که قوای مسلح ایران آن قدر پیشروی کردند و اینها را از کشور بیرون کردند، البته یک مقداری باز هست و قریب به دو هزار نفر از آنها اسیر گرفتند که ١٨٠٠ نفرش شاید در پشت جبهه ها آمده باشد و آن طور منهدم کردند بساط آنها را و آن قدر از مهمات آنها را گرفتند به غنیمت و از قراری که می گویند، تاکنون حدود نود خودرو و امثال این را از آنها به غنیمت گرفته اند و بسیاری از [سلاح ها] را منهدم کرده اند. درعین حالی که این مسائل هست و این پیشرفت ها هست، صدام در نطق خودش می گوید که ایران حمله کرد، لکن ما آنها را شکست دادیم؛ ارتش ما آنها را شکست داد.
تبلیغات خارجی هم، همه بوق های خارجی هم بنایشان بر این است که هروقت که این شکست می خورد تا مدتی اصلاً حاشا می کنند یا ساکت می شوند. مدتی هم که می خواهند صحبت کنند، می گویند که ایران این طور می گوید، صدام هم این طور می گوید.
از ایران هم که می خواهند نقل بکنند، یک چیز کمتری را نقل می کنند؛ مثلاً، می گویند که صد نفر را تاکنون اینها گرفته اند و از آن وقتی که می خواهند نقل کنند با آب وتاب نقل می کنند. مدتی این کار را می کنند، بعد کم کم که می بینند نمی شود و حاشا کردنش نمی شود، کم کم می روند دنبال اینکه به یک وجهی مسائل را بگویند. در قضیه خرمشهر، توجه کردید که قضیه خرمشهر، مدت ها انکار این می کردند که خرمشهر گرفته شده است از آنها. هم صدام می گفت که این حرف ها نیست، ما چقدر از اینها کشته ایم، چه کرده ایم، چه کرده ایم و هم بوق های تبلیغاتی دنبال او، این حرف ها را می زدند.