رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ١٥ - باب «دوّم» در بيان قوتهاء نفس
و مر نفس حيوانى را بقسمت «اوّل» [١] دو قوتست: «يكى از آن دو قوت» [٢] آنست كه از «و» [٣] جنبانيدن آيد و آن را محركه «گويند». [٤] «و ديگر آنكه» [٥] از «و» [٦] دريافتن آيد و آن را مدركه «گويند» [٧].
امّا محرّكه «بدو قسم شود بيرون [٨]»: يكى «بجنبانيدن از آن جهت كه جنبش جسم ازو پديد آيد» [٩]. و اين قسم را قوت «شوقى» [١٠] خوانند. و «او قوتى» [١١] است كه «هر آنگه» [١٢] كه در خيال صورتى آيد كه آن صورت
[١] - ل د م: اوّلى.
[٢] - ف: يكم- آ س م د ح ل: يكى قوت.
[٣] - نسخ ديگر بجز نسخه ف: آن.
[٤] - نسخ ديگر: خوانند.
[٥] - ف: دوم آنست كه- نسخ ديگر: و ديگر آنست كه.
[٦] - م د ل ح س آ: آن.
[٧] - نسخ ديگر: خوانند.
[٨] - ل د م: بر دو قسم منقسم شود- س ح: اما محركه بدو قسم منقسم شود- ف: و اما محركه بدو قسمت- آ: اما محركه بدو قسم شود.
[٩] - د م ح ل: يكى بجنبانيدن از آن جهت كه جسم را متحرك خوانند و يكى بجنبانيدن از آن جنبش جسم ازو پديد آيد- ف آ: يكى بجنباند از آن جهت كه جنبش جسم ازو پديذ آيد، و اين قسم را قوت شوقى- س: يكى كه بجنباند از آن جهت كه جسم را بحركت خواند و يكى كه بجنباند از آن جهت كه جنبش جسم ازو پديد آيد اما قوت اول را قوت شوقى خوانند در كتاب معاد: «و المحركه على قسمين: امّا محرّكه بانها باعثه و امّا محرّكه بانها فاعله» رجوع شود بصفحه ٢٦٩ كتاب نجاة.
[١٠] - دل: شهوى- م: باعثه- ظاهرا شوقيه صحيح است چنان كه در كتاب معاد: «و المحركه على انها باعثه، هى القوة التّروعية و الشوقيه و هى القوة التي اذا ارتسم فى التخيل الذي سنذكره بعد صورة مطلوبة او مهروب عنها حملت القوة التي نذكرها على التحريك و لها شعبتان: شعبة تسمى قوة شهوانيه ...» همچنين رجوع شود بصفحه ٢٥٩ كتاب نجاة.
[١١] - آ: و آن صورتيست- ظاهرا متن صحيح است زيرا در كتاب معاد: «و الشوقيه و هى القوة التي ...»، رجوع شود بصفحه ٢٥٩ كتاب نجاة.
[١٢] - ل م د ح: هر آنگاه- آ س: هرگاه كه.