رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٧ - باب اول «در بيان حد نفس»
سبب افعال وى بجهتهاى مختلف افتد و او را» [١] نفس حيوانى خوانند.
«امّا» [٢] آن قسم كه فعل «او نه بقصد» [٣] و اختيار باشد «بدو قسم شود: يكى آن كه» [٤] فعل وى «بر» [٥] يك جهت باشد و «او را» [٦] طبيعت خوانند. «و ديگر قسم آنكه فعل وى بجهتها» [٧] مخالف يكديگر افتد و «او را» [٨] نفس نباتى «خوانند» [٩]. و اين هر سه قسم اگر چه شركت دارند در نام نفس [امّا] [١٠] هر سه را «حدّى راست» [١١] نتوان كردن، براى آنكه [اگر ما] [١٢] گوئيم (كه) [١٣] نفس قوتيست كه فعل
[١] - از ل م د ف ساقط شده و بجاى اين عبارت در ف: اين را- ل م د: آن را- س: بدين سبب افعال او بر جهات افتد مختلف و آن را- آ: بدين سبب افعال او بر جهات مختلف افتند و آن را- ح: بدين سبب افعال وى بر جهتهاى مختلف افتد و آن را.
[٢] - در نسخ ديگر: و. در ف از اينجا تا «و اين هر سه قسم» باين ترتيب نوشته شده:
«و طبيعى آنست كه فعل او بر يك جهت باشد بىاختيار و اين را نفس طبيعى خوانند، و نباتى آنست كه فعل او بجهات مختلف باشد هم بىاختيار و اين را نفس نباتى خوانند».
[٣] - ل د ح م: وى بىقصد- س آ: او بىقصد.
[٤] - ح: بدو قسمت شود يك قسم- س آ: بدو قسمت: يك قسم آنكه.
[٥] - ل د ح م: از- س: به.
[٦] - نسخ ديگر: آن را.
[٧] - آ: و يك قسم آنك فعل وى بر جهات- س: و يك قسم آنكه فعل او بر جهتهاى- ل م ح: و ديگر قسم بر جهت هاء.
[٨] - نسخ ديگر: آن را.
[٩] - ل د م ح: گويند.
[١٠] - س آ ل ح ندارد.
[١١] - ل د م: يك حدّ- ح: يك حد راست- ف س: حدّ راست.
[١٢] - ف ندارد- م ح ل س آ: اگر.
[١٣] - نسخ ديگر افزوده- ف ندارد.