رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٤٨ - باب هفتم در «درست» كردن ثبات نفس مردم بذات خويش و مستغنى شدن (او) از بدن و «هر چه» بدين «پيوندد»
سيار كند «متصل آن را فتورى اندر آيد و ضعيف» [١] شود و چون مدرك قوى در «يابد» [٢] در آن وقت مدرك ضعيف «در نتواند يافت» [٣] چون قوت بصر «در حق روشنائى آفتاب در وقت يافتن ضوء آفتاب روشنائى ديگر در نتواند يافتن» [٤] و قوت «عقل» [٥] برخلاف اين حالست.
و همچنين «قوتهاى بدنى اثر ضعيف در او پديد آيد»، [٦] چون مردم از سنّ نشو درگذرد، و اين» حال بيش از چهل [سال] [٧] باشد، تا چون مردم بچهل [سال] [٨] رسد، «برحسب اختلاف مزاج بدن و احوال بدن، و قوت عقل آن وقت قوت گيرد چون مردم بچهل سال برسد. پس
[١] - م د ل: بر دوام آن آلت را فتور درآيد و ضعيف- ف: متصل آن را فتور درآيد و ضعف حاصل- آ س ح: بر اتصال آن را فتور درآيد و ضعيف.
[٢] - م د ل س آ: آيد- ف ح: يابد.
[٣] - س آ ح: در نتواند يافتن- م د ل: را نتواند يافتن.
[٤] - م د ل: در حق روشنائى آفتاب كه در وقت يافتن ضوء آفتاب روشنائى ديگر در نتواند يافتن- ح: در حق روشنائى آفتاب در وقت تافتن ضوء آفتاب روشنائى ديگر در نتواند يافتن- از ف آ س ساقط شده.
[٥] - م د ل ح س آ: عقلى.
[٦] - ف: در قوتهاء بدن اثر ضعيف پديد آيد- س آ: قوتها بدنى را اثر از ضعف بديد آيد- ح: قوتهاء بدنى را اثر ضعيف درو بديد آيد- م د ل: قوتهاى بدنى را اثر ضعف درو پديد آيد.
[٧] - ف ندارد.
[٨] ف ندارد.