رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٤٩ - باب هفتم در «درست» كردن ثبات نفس مردم بذات خويش و مستغنى شدن (او) از بدن و «هر چه» بدين «پيوندد»
معلوم شد كه قوه عقلى تعلق بجسم و بمادت جسمى ندارد» [١].
«و اگر سائل اعتراض كند و گويد» [٢] چون نفس مردم (را) [٣] در تحصيل علوم و تصور معقولات بقوتهاى جسمانى حاجت «ندارد» [٤]، چرا چون مرضى در تن پديد آيد، (آن) [٥] علمها (در تن) [٦] فراموش شود «تا چون سنّ به پيرى رسد» [٧] علمها مختل شود.
جواب (دهيم و) [٨] كوئيم، چون معلوم شد ببرهان روشن كه نفس مردم «جوهرى عقلى است و مجرد است» [٩] از مادّت، پس «اين» [١٠] حالها را علّت «بايد طلبيدن» [١١]. و علت «اين آنست» [١٢] كه نفس
[١] - ف: قوتهاء بدنى فاتر شود و قوت عقل در آن قوت گيرد. بس معلوم شد كه قوت عقلى تعلق بجسم و بمادت جسمى ندارد- س آ: برحسب اختلاف مزاج بدن و احوال بدن قوت عقلى آن بقوت قوت گيرد كه مردم بچهل سال رسد. پس معلوم شد كه قوت عقلى تعلق بجسم و مادت جسم ندارد- م د ل ح: برحسب اختلاف مزاج بدن و احوال بدن و قوت عقلى «آنگاه» قوت گيرد كه مردم بچهل سال رسد. پس معلوم شد كه قوت عقلى بجسم و ماده جسم تعلق ندارد.- از اول: «يا بسبت وجود ...» كه در بالاى آن علامت ستاره گذارده شده تا اينجا در اصل نسخه متن اشتباها در صفحه ٦ ضمن باب چهارم نوشته شده است.
[٢] - ف: و اگر سائلى اعتراض كند و گويد- س آ: سؤال، اگر سائلى گويد و اعتراض كند- ح م ل د: اگر سائلى پرسد و اعتراض كند و گويد كه.
[٣] - ف افزوده.
[٤] - ف: نيست.
[٥] - م د ح ل افزوده.
[٦] - ف افزوده.
[٧] - ف: ياقوت بيرى رسد- د م س آ: يا چون پيرى رسد- ح: و يا چون سن پيرى رسد ولى اصل نسخه متن درست نيست.
[٨] - م د ل ح افزوده.
[٩] - ف: جوهريست عقلى مجرد- ح م د: جوهر عقليست و مجردست- س آ: جوهرى عقلى و مجرد است.
[١٠] - م د ل ح: آن.
[١١] - آ: طلب بايد كردن.
[١٢] - ف: اينست- ح م د ل: آن آنست.