رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٤٧ - باب هفتم در «درست» كردن ثبات نفس مردم بذات خويش و مستغنى شدن (او) از بدن و «هر چه» بدين «پيوندد»
صورت مثل صورت آلت است يا مخالف صورت آلت [است] [١]. اگر مثل صورت [آلت] [٢] است، محال «باشد» [٣]، براى آنكه [آن] [٤] صورتهاء متفق «در» [٥] نوع «متكثر» [٦] بعدد، «بسبب» [٧] تكثر ماده باشد و چون ماده يكى باشد، دو صورت متفق در نوع» با يكديگر موجود نتواند بود [٨]». و اگر «صورت» [٩] ديگر باشد مخالف آن صورت، پس «چگونه قوت تعقل» [١٠] صورت آلت كند.
و هر صورتى كه مثال «وى در عقل آيد عقل مر آن صورت را عاقل باشد، اگر صورت فرس در عقل آيد عقل مر صورت آدمى را عاقل نباشد». [١١] پس بدين برهان معلوم شد كه هر قوتى كه ادراك بآلت كند آلت خويش (را) [١٢] مدرك نباشد.
«برهان» [١٣] ديگر؛ معلومست كه قوتهاى جسمانى چون فعل [١٤]
[١] - نسخ ديگر ندارد.
[٢] - نسخ ديگر ندارد.
[٣] - ف: بود.
[٤] - در نسخههاى ديگر نيست.
[٥] - ف آ: دو.
[٦] - م د ل ح س آ: تكثر.
[٧] - س آ ف: سبب.
[٨] - ف: را وجود نتواند بود با يكديگر- م د ل س آ ح: با يكديگر موجود نتواند بودن.
[٩] - م د ل س آ ح: صورتى.
[١٠] - ف: قوت نفس چگونه بعقل- آ: قوت او بعقل.
[١١] - ف: او در عقلاند مر آن صورت را عقل نباشد- آ س: وى در عقل آيد عقل بر آن صورت عاقل باشد، اگر صورت فرس در عقل آيد عقل مر صورت آدمى را عاقل نباشد- م د ل ح: وى در عقل آيد عقل مر آن صورت را عاقل باشد اگر صورت فرس در عقل آيد مر صورت آدمى را عاقل نباشد.
[١٢] - آ س م د ح افزوده.
[١٣] - س آ ح: برهانى.
[١٤] - ف افزوده: او.