رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٢٤ - باب «دوّم» در بيان قوتهاء نفس
«و امّا» [١] قوت عامله [آن] [٢] است كه وى را عقل عملى خوانند، و «اخلاق نيك و بد ازو آيد و استنباط صناعت؛ و هر آنگه وى قاهر باشد بر قوت شهوت و غضب و ديگر قوتها، پس از وى قوت اخلاق نيكو آيد؛ و هر آنگه وى مقهور شهوت و غضب باشد ازو اخلاق بد آيد». [٣] و امّا قوت عالمه «آنست كه او را» [٤] عقل نظرى خوانند. و «او را» [٥] ادراك معانى و صور عقلى آيد و كلّيات «در» [٦] يابد. و وى را مراتب است از جهت ادراك اين معانى: يكى «آن وقت» [٧] كه خالى «باشد از همه» [٨] معقولات [و] [٩] آن را عقل هيولانى «خوانند» [١٠].
[١] - م د ح ف: و.
[٢] - م د س آ ندارد.
[٣] - م د ل: و آن آنست كه اخلاق از آن آيد و استنباط صناعات كار او باشد، هرگه كه وى قاهره باشد مرقوة شهوت و غضب و ديگر قوتهاى بدنى را از وى اخلاق نيكو آيد، و هر گه كه وى مقهور شود شهوت و غضب را از وى اخلاق بد آيد- ف:
و اخلاق نيك و بد ازو آيد و ازو آيد انبساط صناعت و هر آنگه كه او قاهر باشد بر قوت شهوت و غضب و ديگر قوتها ازو اخلاق نيكو آيد- ح: و او آنست كه اخلاق ازو آيد و استنباط صناعات هر آنكه كه وى قاهره باشد مرقوة شهوت و غضب و ديگر قوتهاء بدنى را از وى اخلاق بد پديد آيد- س آ: و او آنست كه اخلاق ازو آيد و هرگاه كه او قاهره باشد مر قوت شهوت و غضب و ديگر قوتهاى بدنى را ازو اخلاق نيكو آيد و هرگاه مقهور اين قوتها باشد چون شهوت و غضب و ديگر قوتهاى بدنى ازو اخلاق بد آيد.
[٤] - م د ل: آن را.
[٥] - م س ل ف ح آ: ازو- د: از آن.
[٦] - ل د م ح: اندر.
[٧] - س آ ح: اندر- م د: پس اندر.
[٨] - آ س ح: خالى باشد از- ف: خالى گردد از همه.
[٩] - م د ل ح س آ ندارد.
[١٠] - آ س: گويند.