قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٥
شدهاند «إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ» توضيح اين مطلب گذشت و در «سماء» بيشتر روشن خواهد شد.
٦: زمين در آينده قيامت كوبيده و ريز ريز خواهد شد و بزمين غير از اين مبدّل خواهد گرديد (بزمين انبساط يافته) «يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ» ابراهيم: ٤٨ «وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَةً» حاقّة: ١٤ و نتيجه اين انبساط و اتّساع ما فوق تصور است.
٧: زمين حافظ اسرار و اعمال آدمى است و روز قيامت اسرار خويش را بيرون ميدهد و گواه آنها خواهد بود «يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى لَها» زلزال: ٤ و ٥ ٨: كلمه ارض همانطور كه بتمام كره زمين اطلاق شده، ببعضى از آن نيز گفته شده است «ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ» مائده: ٢١ «فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ حَتَّى يَأْذَنَ لِي أَبِي» يوسف: ٨٠ «فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ» قصص ٨١ مراد از الارض در آيه اول سرزمين فلسطين و در دومى سر زمين مصر و در سومى محلى است كه قارون و خانهاش در آن فرو رفت.
٩: همانطور كه در اوّل گفتيم كلمه ارض در قرآن مفرد استعمال شده ولى در احاديث و نهج البلاغه بصيغه جمع (ارضون و ارضين) نيز بكار رفته است نظير كلمات فرج
«لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ رَبُّ السَّمَوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبُّ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ».
(وسائل ج ٤ ص ٩٠٧).
ولى چون بعضى از موارد نهج البلاغه صريح است در اينكه مراد از أرضون خشكيهاى روى زمين و باصطلاح هفت اقليم است، بايد بگوئيم كه در احاديث و جاهاى ديگر نهج البلاغه مقصود از آن خشكيهاست كه در گذشته به هفت، تقسيم ميكردند، در نهج البلاغه هست
«وَ رُكُوبِهَا أَعْنَاقَ سُهُولِ الْأَرَضِينَ. أَ لَمْ يَكُونُوا أَرْبَاباً فِى أَقْطَارِ الْأَرَضِينَ. فَهُمْ حُكَّامٌ عَلَى الْعَالَمِينَ وَ مُلُوكٌ فِى أَطْرَافِ