قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٧٣
بَذر: پاشيدن تخم و باسراف كار از آن مبذّر ميگويند كه مال را ميپاشد و متفرّق ميكند. راغب گويد:
تبذير بمعنى تفريق و اصل آن بذر پاشيدن است بعدا بطور استعاره بآنكه مال خويش را ضايع ميكند مبذّر گفتند «إِنَ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ» اسراء: ٢٧، اسرافكاران برادران شياطيناند «وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً» اسراء: ٢٦، در قاموس گويد: بذر: تخم و پاشيدن آن است.
برء: خلاص شدن. كنار شدن.
آفريدن. اين كلمه بنا بر آنچه در اقرب الموارد آمده اگر از باب علم يعلم باشد بمعنى خلاص شدن و كنار شدن و اگر از باب قطع يقطع باشد بمعنى آفريدن است.
در مفردات آمده: برء و براء و تبرّى كنار شدن از چيزيست كه مجاورت آن ناپسند است، لذاست كه گويند: از مرض برى شدم و از فلان برى شدم.
در قرآن كريم بهر دو معنى كنار شدن و آفريدن آمده است «فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ» توبه: ١١٤، چون بر ابراهيم روشن گرديد كه آزر دشمن خداست از او كنار شد و بيزارى كرد «أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ» توبه: ٣، حقّا كه خدا و رسولش از مشركان كنار و بيزارند، معنى دوم را در «بريّه» بخوانيد.
بَرِيَّة: خلق. «أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ» بيّنه: ٧، آنها بهترين خلقاند با در نظر گرفتن معنى برء كه در پيش گفته شد بنظر ميايد كه خلق را از آنجهت بريّه گفتهاند كه از مادّه عالم كنار شده و بصورت انسان و زنده در آمدهاند «ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها» حديد: ٢٢، هيچ مصيبتى در زمين و در وجودتان نرسيده مگر آنكه آن در كتابى است پيش از آنكه شما را بيافرينيم. در مجمع البيان گفته: ضمير «نَبْرَأَها» به «أَنْفُسِكُمْ» بر ميگردد، ممكن است به «مُصِيبَةٍ» برگردد يعنى: