قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٣٥
بودن مسيح است در نزد نصارى، و در او جوهر ربوبيّت هست و يا او از آن مشتق و يا عين اوست؟
و يا اين تسميه تشريفى است مثل «نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ» كه قول ديگر يهود است (انتهى).
ولى بنا بر تحقيقى كه گذشت شقّ اوّل صحيحتر است و اينكه الميزان فرموده: سياق آيه ما بعد «اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ» مؤيّد شقّ دوّم است بنظر، چندان قوى نميرسد. مخصوصا با ملاحظه «يُضاهِؤُنَ ...» سوّم: «يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ» نشان ميدهد كه عقيده ابن اللَّه بودن به يهود و نصارى از كفّار ديگر راه يافته است، زيرا اين آيه ميگويد: يهود و نصارى در اين سخن نظير قول كفّار پيش از خود را ميگويند. بطوريكه اهل تحقيق بيان كردهاند: عقيده ابن اللَّه و حلول و تثليث در ميان برهمائى و بودائىهاى هندوستان و نيز در چين و ژاپون و فرس قديم و مصريها و يونانيها و روميها معروف بوده و از آنها بعقايد يهود و نصارى راه يافته است (رجوع به المنار و الميزان ذيل آيه ما نحن فيه) در الميزان ذيل آيه «وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً» مريم: ٨٨ فرموده مراد از ولد فرزند حقيقى است و دليلش آنست كه «ولد» آمده و گر نه «ابن» گفته ميشد. (زيرا ابن از ولد اعمّ است و ولد فقط بفرزند حقيقى اطلاق ميشود).
٣- «يا بُنَيَ ارْكَبْ مَعَنا وَ لا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ» هود: ٤٢ پسرم با ما سوار شو و با كافران مباش.
«بنىّ» مصغّر ابن و مضاف بياء متكلّم است و از تصغير و اضافه مهربانى و دلسوزى اراده ميشود.
نا گفته نماند: جمع ابن، ابناء و بنون است مثل «نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ» مائده: ١٨ و مثل «يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ» شعراء:
٨٨.
بنت: دختر. بنت و ابنة هر