قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٧
أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي» بقره: ٢٦٠.
عجبا. خداوند گواهى ميدهد كه ابراهيم ايمان داشت ولى ابو هريره او را در امر معاد مردّد ميداند و نعوذ باللَّه برسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نسبت شك ميدهد و ميگويد:
او بشك از ابراهيم سزاوارتر است!! سخن ابو هريره با موازين اسلامى و با «آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ» بقره: ٢٨٥ چگونه ميسازد آيا رسول خدا در امر معاد (معاذ اللَّه) مردّد بود؟!!.
تورات در سفر پيدايش باب ١٧ آيه ٢٤ نقل ميكند: ابراهيم در نود سالگى خود را ختنه كرد. در صحيح مسلم ج ٢ باب فضائل ابراهيم و بخارى جزء ٤ باب «وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا» نساء: ١٢٥ از ابو هريره نقل شده كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود:
ابراهيم در هشتاد سالگى ختنه كرد.
بنظر ميايد ابو هريره اين سخن را از كعب الاحبار گرفته و بحضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نسبت داده است.
اگر در آيات ٧٥ تا ٨٤ سوره انعام دقت كنيم خواهيم ديد محاوره ابراهيم عليه السّلام با قوم خود در باره اصنام و در نظر بستارگان و ماه و آفتاب و گفتن «هذا رَبِّي» و بعد ابطال آن، همه در محل اصلى آن حضرت و قبل از خروج از بابل بوده است، تاريخ يعقوبى و تاريخ كامل ابن اثير و مجمع البيان و مروج الذهب نيز چنين نوشته است در كتاب قصص قرآن تأليف دانشمند محترم آقاى صدر بلاغى و قصص قرآن محمد احمد جاد المولى كه دانشمند محترم آقاى سيد محمد باقر موسوى ترجمه كرده است. اين محاوره در شهر حرّان و با ستاره پرستان آن شهر نقل شده است و آنحضرت از وطن خود خارج شده و بشهر حرّان آمده بود. معلوم نيست اين مطلب از كجا گرفته شده