قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٠٣
مِنْهُمْ» جمعه: ٢ و مثل «وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ» حج: ٧.
«فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ» مائده: ٣١ «عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً» اسراء: ٧٩ «ثُمَ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضى أَجَلٌ مُسَمًّى» انعام: ٦٠ «فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها» نساء، ٣٥ «إِذِ انْبَعَثَ أَشْقاها» شمس: ١٢ بعث، در آيهى غراب بمعنى بر انگيختن بكار رفته و در آيات بعد بترتيب در رساندن بمقام و بيدار كردن از خواب و نصب حكم و برخاستن بر كار، بكار رفته است.
و اينها همه با معناى اوّلى سازگاراند كلمهى بعث در آياتى نظير «إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ» حجّ: ٥ مصدر بمعنى اسم مفعول است يعنى بر انگيخته شدن.
بُعْثِرَ: باز شدن. آشكار شدن.
«وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ» انفطار: ٤ آنگاه كه قبرها گشوده شود. راغب بنا بقولى احتمال ميدهد كه اين كلمه مركّب باشد از بعث و اثير (هر دو بصيغه مجهول) يعنى بر انگيخته و پراكنده شد. مجمع البيان مطلق زير رو شدن نقل ميكند. «أَ فَلا يَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِي الْقُبُورِ» عاديات: ٩ آيا نميداند آنوقت را كه آنچه در قبرهاست آشكار شود.
جوهرى گويد: «يقال بَعْثَرْتُ الشيْءَ ... اذا استخرجتَهُ و كَشَفْتَهُ» ابن اثير در نهايه آورده: «تَبَعْثَرَتْ نَفْسِى: جَاشَتْ و انْقَلَبَتْ».
بنا بر اين بايد گفت مراد از آيهى فوق ظاهر شدن و خارج شدن آنچه در قبرهاست و اكنون چيزى جز خاك در قبرها نيست و هر قدر آنها را زير و رو كنيم چيزى جز خاك ظاهر نخواهد شد ولى آنگاه كه سلّولهاى خشكيده شروع بفعاليت كرده و مبدّل باجساد شدند معلوم ميشود در اين قبور چيزهاى بسيارى بوده است. و آيه اوّل ظاهرا بمعنى باز شدن است.
بمضمون آيهى «فَإِذا هُمْ مِنَ الْأَجْداثِ إِلى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ» يس: ٥١ و آيهى «يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ