قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٧٠
و در آخر فرموده: مشهور در كلام عرب، تَرَائِب استخوانهاى سينه و بالاى آنهاست. و همين طور است در صحاح و قاموس و اقرب الموارد، در قاموس معانى ديگر نيز احتمال داده است.
زمخشرى نيز آنرا استخوانهاى سينه گفته و مثل عطا صلب مرد و ترائب زن گفته است. بيضاوى نيز مثل عطا و زمخشرى گفته و در ذيل قول خود مطلب ديگرى آورده است.
صلب، در لغت هر چيز سخت و محكم و نفوذ ناپذير است در نهج- البلاغة در صفت مؤمن آمده
«نَفْسُهُ أَصْلَبُ مِنَ الصَّلْدِ».
حكمت: ٣٣٣ نفس مؤمن از سنگ سختر است و در اصطلاح بمهرههاى پشت و مجارى نطفه مرد گفته شده وَ حَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ نساء:
٢٣.
ناگفته نماند: قول عطا و زمخشرى و بيضاوى كه صلب را از مرد و ترائب را از زن گرفتهاند بكلّى باطل و بى اساس است و در آيه شريفه نطفه زن مطرح نيست.
زيرا در آيه ما قبل ميگويد: انسان از آب جهنده كه از ميان صلب و ترائب بيرون ميايد آفريده شده است. آب جهنده (ماءٍ دافِقٍ) فقط از مرد است نه زن وانگهى.
مقاربت، فقط سبب نزول نطفه مرد است و ربطى بنطفه زن ندارد.
نطفه زن در حدود پنج روز پس از قاعدگى از تخمدان جدا شده و وارد لوله زهدان ميگردد و در حدود پنج و شش روز در آنجا زنده مىماند اگر در عرض اين مدت مقاربت اتفاق افتاد يكى از سلّولّهاى نطفه مرد (اسپرماتوزئيد) وارد نطفه زن (اوول) ميگردد و رشد آن شروع ميشود، انزال زن و لذّت او در حين مقاربت راجع بانزال نطفه او نيست بر خلاف مرد.
و خلاصه: آيه شريفه راجع بنطفه مرد است و صلب و ترائب را بايد در وجود مرد جستجو نمود. و آنكه مثل ابن كثير و غيره در باره ترائب زن صحبت و نقل اقوال كردهاند
قرشى بنايى، على اكبر، قاموس قرآن - تهران، چاپ: ششم، ١٤١٢ق.
قاموس قرآن ؛ ج١ ؛ ص٢٧١