قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٦١
كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود
«لَا رَهْبَانِيَّةَ وَ لَا تَبَتُّلَ فِى الْإِسْلَامِ».
يعنى: در اسلام رهبانيت و بريدن از نكاح نيست.
در قاموس گويد: بَتُولٌ صفت فاطمه عليه السّلام سيده زنان جهان است، زيرا از زنان زمان خود و زنان امّت، در فضل و دين و حسب بريده و ممتاز بود.
بَثّ: پراكندن. منتشر كردن «فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ» بقره: ١٦٤ يعنى بوسيله باران زمين را پس از مرده شدن زنده كرد و در آن تمام جنبندگان را پراكند.
بنظر راغب: اصل بثّ، جدا كردن و بلند كردن است مانند پراكندن باد خاك را. مخفى نماند: از آيه «وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَ فِيهِما مِنْ دابَّةٍ» شورى:
٢٩ بدست ميايد كه در كرات ديگر موجود زنده هست، زيرا ضمير «فِيهِما» به سموات و ارض بر ميگردد رجوع شود به «سماء».
«إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى- اللَّهِ» يوسف: ٨٦، مراد از بثّ اندوهى است كه شخص قادر بكتمان آن نيست و آنرا آشكار ميكند، لذا بايد مراد از حزن غصّه مخفى باشد.
«وَ زَرابِيُ مَبْثُوثَةٌ» غاشيه: ١٦ يعنى فرشهاى گسترده. ناگفته نماند معنى جامع همان منتشر كردن است گستردن فرش نيز يكنوع منتشر كردن است.
بَجس: شكافته شدن. شكافتن.
«فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً» اعراف: ١٦٠ از آن سنگ، دوازده چشمه بشكافت. راغب گويد: بجس اكثرا در چيزيكه از محلّى تنگ بيرون آيد، بكار ميرود و انفجار از آن اعمّ است. بجس لازم و متعدى هر دو آمده است. در اقرب الموارد گفته «بَجَسَ المَاءَ: فَجَّرَهُ- بَجَسَ المَاءُ: انْفَجَر».
بحث: كاويدن. جستجو كردن «فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ» مائده: ٣١، سوره توبه را سوره بحوث گويند زيرا كه شامل كاويدن و تفتيش