قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢
نگارنده پس از تعمق و دقت، تحقيق ايشان را مورد قبول ندانستم زيرا اولا: هيچ يك از قرّاء باء «أَبّ» را بىتشديد نخوانده است.
ثانيا: در آنصورت تناسب و معنى آيات درست نخواهد بود كه آيات بدين قرارند: (فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا. وَ عِنَباً وَ قَضْباً. وَ زَيْتُوناً وَ نَخْلًا. وَ حَدائِقَ غُلْباً. وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا. مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ».
در اين آيات چنانكه مىبينيم فرموده: از زمين براى شما دانه، انگور، تره، زيتون، درخت خرما باغهاى انبوه يا درختان بزرگ، ميوه و چراگاه رويانديم. پس از آن ميفرمايد: اينها متاعند براى شما و چهار پايان شما.
معلوم است كه انگور، تره و غيره معمولا خوراك انسان است، اگر «أَبًّا» را «وَأْب» خوانده و وصف فاكهه بدانيم و درشت معنى كنيم بجمله «مَتَاعاً ... لِأَنْعَامِكُمْ» محلّى باقى نخواهد ماند زيرا مذكورات ما قبل، همه «مَتاعاً لَكُمْ» اند و اينكه قَضْب بمعنى يونجه است و در صحاح گويد: آن اسفست (اسپست: يونجه) فارسى است مطلب تمام نميشود زيرا ظاهرا مراد از آن در آيه تره خوردنى است و بمناسبت آنكه پشت سر هم چيده ميشود قضب گفته شده وانگهى اگر يونجه باشد براى انعام كافى نيست.
اما اگر «أَبّ» را چراگاه بگيريم مطلب تمام خواهد بود.
ثالثا: وصف فاكهه در آيات ديگر مؤنث آمده مثل: «بِفاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ» زخرف: ٧٣، واقعه:
٣٢، ص: ٥١، لازم بود در آيه ما نحن فيه گفته شود: «فاكهة وأبة» تا صفت با موصوف در تأنيث موافق باشد، و لفظ وأب از صفات مشترك نيست تا مذكر و مؤنث در آن يكسان باشد و در لغت آنگاه كه موصوفش مؤنث باشد آمده:
«قِدْرٌ وَأْبَةٌ» و نيز آمده: «إِنَاءٌ وَأْبٌ» (اقرب الموارد).
وانگهى وَأْب بمعنى ضخيم و