قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٨٢
١٠٤: صف كشندهها به الكترونهاى اتم كه در پيرامون هسته صف و گاهى صفهائى كشيدهاند و پيوسته از مركز اتم بواسطه نيروئى رانده ميشوند.
و زاجرات به نيروهائيكه از درون ميرانند و از بيرون بر ميگردانند معنى شده است (بخود كتاب رجوع شود).
«تاليات» قهرا بمعناى از پى روندهها است و «ذكر» بمعنى حفظ است فَالتَّالِياتِ ذِكْراً پس قسم به از پى روندگانيكه براى نگهدارى يكديگر در پىهم ميروند.
بنظر ما ممكن است مراد از صافّات اتمهاى عناصر باشد، كسانيكه از عناصر و جدول مندليف اطلاع دارند ميدانند كه عناصر در طبيعت بطرز عجيبى صف كشيدهاند مثلا اتم ئيدروژن يك الكترون و يك پروتون و اتم هليوم دو الكترون و دو پروتون و دو نوترون دارد ... تا ميرسيم باتميكه ٩٢ الكترون و ٩٢ پروتون دارد. اينها صف كشندگان عجيبى هستند كه تمام موادّ طبيعى از آنها بوجود آمده است و اگر در پى يكديگر نباشند و هم ديگر را حفظ نكنند نظم عالم از هم خواهد پاشيد.
ممكن است بگوئيم «زاجرات» اند يعنى يكديگر را منع و طرد ميكنند با آنكه با اتمهاى ديگر تركيب ميشوند و اشياء را بوجود مياورند ولى در تركيب شدن موجوديّت خود را از دست نميدهند تا بتدريج همه اتمها بيك شكل در نيايند و جهان از نظم نيافتد.
و شايد: اين ذرّات يكنوع شعور دارند و براى ياد آورى وظيفه خود در پى يكديگر روانند و معنى فَالتَّالِياتِ ذِكْراً آنست: قسم بآنهائيكه براى ياد آورى وظيفه خود تالىهماند.
حتما و يقينا بايد معنى آيات فوق چنين چيزها باشد، نه ملائكه كه با الف و تاء جمع بسته نميشوند زيرا در اين صورت مؤنث خواهند بود و قرآن مؤنّث بودن آنها را صريحا ردّ كرده است وَ جَعَلُوا-